یافتن پست: #نمی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..

یکی ک بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی هاش برات میگه ..

از دلتنگی هات براش میگی ..

آروم میشه .. آروم میشی ..

حسی ک هیچوقت ب تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره های بارون پاکه ..!!

همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم ، اما از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بدن !
بهشون گریس هم نمیزنم ، آدم فروش های پس فطرت . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:34
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گویی تمام نمی شود...

تمام نمی شود

قمار بی برنده ی نگاه تو

و من

تا همیشه در شکست نا امید درد

ومن ...

تا همیشه خسته ی سکوت تو...

ای پناه آسمانی شب و ستاره ها

مرا به رنگ سرد خانه ات پناه باش

بیا قمار دلشکسته ی مرا گواه باش!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا توجه کردین هیچ قنادی ای قند نمیفروشه،

هیچ عطاری ای هم عطر نمیفروشه.

قهوه خونه هام همه چی دارن جز قهوه!

جدا چرا؟ سواله
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:23
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اصن دوس پسر آدم باید به درجه ای از عرفان رسیده باشه که خودش بازوشو بیاره جلو صورتت و بگه:
.
خانومم بفرما گاز بگیر کبود شه...
.
.
.
.
.
.
.
یعنی غیر از این باشه پسره به لعنت خدام نمی ارزه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سن من بستگی به خواست مامانم داره
یه وقتا میگه:
«تو دیگه بچه نیستی، این کارا چیه؟ از تو بعیده»
یه وقتا هم میگه:
«تو هیچی حالیت نیست... بچه ای هنوز، این چیزا رو نمی فهمی :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همکار بابام اومده خونمون میگه ماشالله دخترتون چه بزرگ شده چند سالشه؟!
بابام میگه: نمیدونم خیلی وقته داریمش:||
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 15:41
nanaz
nanaz
سخت است
سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداندودلش
که همه تنها لبخندهایش را میبینند
که حسرت میخورند بخاطرشادبودنش
بخاطرخنده هایش
وهیچکس جزهمان دخترنمیداندچقدرتنهاست
که چقدر میترسد
ازباختن
ازاعتمادِبی حاصلش
ازیخ زدن احساس وقلبش
اززندگی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 02:03
+6
nanaz
nanaz
برای انچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعد ،می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی...
قول میدهم لام تا کام حرفی نزنم فقط بگذار از دال تا میم بگویم ،بگذار بگویم "دوستت. ارم"دیگر لام تا کام حرفی نمیزنم.
تو مرا نادیده بگیر...ومن بدنم روز به روز کبودتر میشود از بس ...خودم را میزنم به نفهمی...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 01:38
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ