یافتن پست: #نمی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پتروس ، فرار میکند !

کبری ، تصمیم نمیگیرد !

دهقان ، فداکاری نمیکند !

پسر شجاع ، ترسو شده است !

لوک ، بدشانسی می آورد !

پلنگ صورتی ، زرد شده است !

میتی کومان ، استعفا داده است !

پروفسور بالتازار ، جعلی مدرک گرفته است !

ای کیو سان ، مدل مو عوض میکند !

رابین هود ، با دزدها رفیق شده است !

پینوکیو ، به فکر جراحی بینی است !

یوگی ، دوستانش را میفروشد !

پـت و مت ، پست وزارت گرفته اند !

دخترک کبریت فروش ، رفته دوبی !

ولی ... ولی چوپان دروغگو ، هنوز "دروغ" میگوید ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.شما یادتون نمیاد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
منم هرچی فک میکنم یادم نمیاد!:|
بی مزه هم عمته!:)))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 22:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هـرکـاری میکنــم آیفـونـم بـه اینتـرنــت وصــل نمیشــه . . .
دکمـه شـو كـه میــزنـم در خــونـه بـاز میشــه ..!!
پس این ملّت چی میگن ما با آیفون میایم نت؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:14
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بَعــضـــیـها فَقــَــط رَهْـــگُـذرنـــد

از هَمـــــــان اولْ...

میـ آینـــــــد کِهـ برونـــد

میـ آینــــــــد کِهـ نمانــنـد

یـــــادتْ بـــاشَـد

هیچــــ وقـــتْ دل نبندی به بودنـِشــــــانــْــ !!!

چــون وقتــــــی بــــرَونــْـد

تــــــو میـ مانـــی و دلی کِهـ

دیگـــــر تــــــا اَبـــَــد

دل نمیـ شــــود برایــَـتْ....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه مــُــدل خودآزاری هست که آدم عاشق کسی میشه که نمیتونه کوچکترین ارتباطی باهاش داشه باشه ! :|:D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺸﻘﻢ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩ ...
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﮔﻪ ﻧﻤﯿﺎﯼ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻭﺍﯾﻨﺴﺘﺎ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﯿﺎﻥ عوضی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:35
+3
saman
saman
 عده ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند. هر یک از آن ها خاطراتی از گذشته تعریف می کردند، یک نفر پرسید"بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟" زن و شوهری گفتند:" بهترین روز عمر ما روزی بود که با هم آشنا شدیم."زنی گفت:" بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد." مردی گفت:" روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بود. آن روز، باعث شد که روی پای خود بایستم و راه تازه ای را شروع کنم  و از آن روز از هر قسمت زندگیم رازی بودم." این گفتگو ادامه داشت تا اینکه به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند "بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟" زن گفت:"بهترین روز زندگی من امروز است زیرا امروز روزی است که بیش از همه روز ها برایم ارزشمند تر است. من نمی توانم دیروز را به دست بیاورم آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است. تا آن را هر طوری که می خواهم بگذرانم و از آن جا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر می کنم."
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:31
+3
saman
saman
روزی شخصی پیش روانپزشکی رفت وگفت اقای دکتر مدت هاست غمگین و دلشکسته ام هیچ چیز مرا شاد نمیکند پزشک لبخند زد وگفت کافی است یک بار برای دیدن نمایش دلقک سیرک به انجا بروی تمام غصه هایت را فراموش می کنی مرد لبخند تلخی زد و گفت اقای دکتر من همان دلقکم واتاق را ترک کرد......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:29
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

نمی دانی چه شوری در سرم بود ، نمی دانی چه شوقی در پرم بود ، نمی دانی چه بودم آن زمان ها ، کجا روز جدایی باورم بود !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه سری ها تو ادلیسته من هستن که همرو لایک می کننو واسشون کامنت میذارن به غیر از من

یه سری دیگه هم هستن فقط جز بازدیدکننده های پروفایلمنو وقتی میان تو پیجم هیچ کاری نمی کنن

یه سری دیگه هم هستن که کلا مجسمن ولی دلم نمیاد حذفشون کنم

یه سری دیگه هم هستن که تا میان این دکمه ی می پسندمو میزنن ته آخر

یه سری دیگه هم هستن که دوستای واقعیمنو عاشقشونمو خیلی دوسشون دارم،و البته مخلصشونم هستم


ولی با همه این چیزا که گفتم ''همتونو دوست میدارم'':x:D


همچین کسیم منو همچین ادلیستی دارم:
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:18
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ