مجنون تر از تو؛ عاشق نمی بینم
اشکامو پاک کن؛ محتاج تسکینم آرامش من؛
ای عشق دیرینم بی تو هیچم بی تو می میرم....
ای سرنوشت سازم ای بال پروازم پایان ندارم
بگو که آغازم من رفته از یادم گمگشته فریادم بی تو اسیرم با تو آزادم
مجنون تر از تو؛ عاشق نمی بینم
اشکامو پاک کن؛ محتاج تسکینم آرامش من؛
ای عشق دیرینم بی تو هیچم بی تو می میرم....
ای سرنوشت سازم ای بال پروازم پایان ندارم
بگو که آغازم من رفته از یادم گمگشته فریادم بی تو اسیرم با تو آزادم
کس نمیداند در این بحر عمیق
سنگ ریزه قیمت دارد یا عقیق
من همین دانم که در این روزگار
هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیــــق
در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شدند ،
در این خانه همیشه خاطراتم را مرور می کنم ،
اگر چه ازت دور شدم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ،
نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست
هر مرگ اشارتی است به حیاطی دیگر..... از کسی نمی پرسند چه هنگام می تواند خدانگهدار بگوید از خویشتنش نمی پرسند زمانی به نگاه باید بپذیرد وداع را در دل مرگ را فرو ریختن را تا دیگر بار بتواند که برخیزد
پرواز نمی کنم زمان را نکُشید این بال من آه آسمان را نکُشید درخویش سکوت می کنم بعدازاین در حنجره آواز بنان را نکُشید