یافتن پست: #نمی

reyhan 70
reyhan 70
ساده که میشوی،همه چیز خوب میشود
خودت
غمت
مشکلت
غصه ات
هوای شهرت
آدمهای اطرافت
حتی دشمنت.
یک آدم ساده که باشی، برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست، که قیمت تویوتا، لندکروز چند است، فلان بنز آخرین مدل، چند ایربگ دارد
مهم نیست، نیاوران کجاست، شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه کدام حوالی اند، رستوران چینی ها، گرانترین غذایش چیست.
ساده که باشی
همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود
همیشه لبخند بر لب داری
بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی
زیر باران، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی
آدم برفی که درست میکنی
شال گردنت را به او میبخشی
ساده که باشی
همین که بدانی بربری و لواش چند است
کفایت میکند
نیازی به غذای چینی نیست
آبگوشت هم خوب است
ساده که باشی
آدمهای ساده را دوست داری
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:05
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
زندگی یعنی :
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:04
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
چند وقت پیش یه شب ، داشتم میخوابیدم که یهو یه پشه اومد صاف نشست
نوک دماغم !
یه نیگا بهش انداختمو گفتم : سلام
گفت : علیک ..
گفتم : چیه؟
گفت: میخوام نیشت بزنم
گفتم : بیخیال ... این دفه رو کوتا بیا
گفت: تو بمیری راه نداره . گشنمه .
گفتم : الان میتونم با مشتم لهت کنم .
گفت : خودتم میدونی که تا بیای بزنی جا خالی دادمو مشتت میخوره وسط دماغت !
...
به نظر حرفش منطقی میومد !
گفتم : خیلی پستی
..ی دفه آهی بلند از ته دلش کشید و ساکت شد ...
گفتم چی شد؟؟
گفت : حاضری ؟
گفتم: تا جوابمو ندی نمیذارم بزنی ...
وقتی اصرارمو دید . دستمو گرفت و گفت : دنبالم بیا
گفتم کجا؟؟؟
گفت: مگه نمیخای جواب سوالتو بدونی ؟پس هیچ نگوو و دنبالم بیا
...ازجام بلند شدم و باهمدیگه راه افتادیم و رفتیم رفتیم و بازهم رفتیم...
گفت: هنوزم اصرار داری بدونی یا همینجا کارو تموم کنم ؟؟
گفتم : اینهمه راه اومدم تا جواب سوالمو بگیرم ... بریم
یهو یه لبخند زد و با دست زد به پشتم و گفت: این پشتکارته که
منو کشته !
راستش از شما چه پنهون ،یه جورایی ازش خوشم اومده بود .
به این فکر میکردم که اونقدا هم بچه بدی نیس !
تو این(باقیش تو دیدگاه)
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:50
+3
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دلم تنگ شده
برای " "….
تو که سزاوار این همه اشعار عاشقانه ای …
تو که این همه در من میتابی …
در من خانه میکنی
و
میروی و میذاری …
"تــــو"
واژه ی کوچکی است
اما دنیای مرا شامل میشود …
فراموش میکنی
اما نمیشوی
دوستت میدارم اما دوستم نمیداری
بیخیالم میشوی اما از خیالم نمیروی
قلم میشوی در دستانم
تک تک سطر های خاطاتم را مینگاری
خنده میشوی رو لبانم
میشوی در چشمانم
کیستی ؟؟
که این همه برایم هستی و من برایت بس ناچیز …
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:40
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
طرف اومده با عصبانیت میگه:
“این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمی‌شه بیا تو باهاش حرف بزن…”
نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:30
+7
ramin
ramin
بعضیا مثه این دیوارای تازه رنگ شده میمونن ؛ فقط هستن ولی نمیشه بهشون تکیه کرد ، اگرم تکیه کنی سر تا پای خودتو کثیف کردی
آخرین ویرایش توسط ramins در [1392/04/12 - 23:27]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:26
+6
parisa
parisa
خــوش به حــال اونــایی که تــو دنیـــای واقــِعی
اونقـــدر ســرشون شُلــوغه که
وقــت نمی کنــن بیـــان دنیــای مجـــازی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 22:26
+8
parisa
parisa
یه مدل بی شعورم داریم که وقتی باهاش مشورت میکنی در آخر میگه :

نمیدونم والا هر طور خودت می دونی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 22:18
+7
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
در لابه لای دلشوره هــــا و تـرس هــــایـم،
لبـــ ایستاده ام
میدانم دستـــــ ــم را نمیگیری
فقط محض رضای ، پرتــــــــ ـــم نکــن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 21:40
+3
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 21:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ