یافتن پست: #نمی

مهسا
مهسا
وقتی از دست دادن ... عادت می شود
دیگر به دست آوردن هم ... آرزو نمی شود !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:08
+5
مهسا
مهسا
بیا خر هایت را بگیر !

دیگر توان عبور دادن آنها را از پل ندارم ...

وقتی میدانم که در اخر

مثل همیشه خواهی گفت:

ما به درد هم نمیخوریم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:03
+5
ramin
ramin
هرگز فراموش نکنیم......

او را که هرگز ما را فراموش نمیکند.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:36
+9
مهسا
مهسا
روزی مخاطب تمام جملاتت من بودم
نمی دانی چه درد سختی است خلع مقام شدن
نمی دانی چه سخت تر است دیدن ترفیع گرفتن دیگری !

............
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:32
+5
ramin
ramin
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودنت فرقی نمی کنه، اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره ،بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه ......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:08
+6
مهسا
مهسا
هرچه به گردت می گردم انگار

پروانه نمی شوم

نمی دانم هنوز

مشکل از بالهای سوخته ی من است

یا از شمعی که دیگر روشن نیست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 16:45
+2
ronak
ronak
بعضـــی وقت ها ، آدم ها یه کارهـــایی می کنن

که دیگـــــه نمی تونی دوسـتشون داشته باشی ...

اما عجیــب دلت واســه دوست داشتنشون تنگــ میشه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 16:12
+2
ebrahim
ebrahim
دانشجوی عزیز
وقتی سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه!!
دوستاره تو استاد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 16:00
+4
ebrahim
ebrahim
دیشب داشتم درس میخوندم تو اتاقم که یکی تو کوچه یه ترقه (از این سیگارت ها) در کرد!
2 دقیقه بعد یکی دیگه انداخت!!
دوباره بعد چند دقیقه یکی دیگه! هر دفه هم می ترکید صدای خنده چند نفر می اومد!!
دوباره یکی دیگه انداخت !!!
گفتم اینا آدم نمیشن باید جوابشونو بدم!!
... از 4شنبه سوری پارسال چند تا کپسولی از این خرکی ها نگه داشته بودم
رفتم رو پشت بوم هوا تاریک بود نتونستم ببینم کی وایساده!!
چشامو بستم یکی انداختم (بووووووووووووووووووووممممم)
برگشتم تو خونه! پشت سرم بابام اومد توو دیدم هی داره دهنشو بازو بسته میکنه و انگشتش تو گوششه!!!
گفتم شما تو کوچه بودی؟؟؟؟
گفت آره بابا با این احمد آقا وایساده بودیم چند تا سیگارت داشت انداختیم نمیدونم کدوم کره خری چی انداخت افتاد کناره پای احمد بیچاره نفسش بند اومد بردمش تا خونشون!!!!!!!!!!!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 15:25
+6
sasan pool
sasan pool
کسی دستهایت را نمیگیرد
در جیبت بگذار..شاید

خاطره ای ته جیب مانده باشد که هنوز گرم است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 15:00
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ