یافتن پست: #نمی

aB'Bas S
aB'Bas S
به قـــولِ
سیمین : پدرت اصلا میفهمه که تو پسرشی
نادر : اون نمیدونه من پسرشم ، ولی من که میدونم اون پدرمه
(دیالوگ به یاد ماندنی پیمان معادی درجدایی نادر از سیمین)

به سلامتی همه ی پسر هایی که توی پیری پدر، یادشون نرفته
وقتی بچه بودن کی تو خیابون کولشون میکرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 17:01
+6
ronak
ronak
همه پسرا فکر می کنن بزرگترین آرزوی یه دختر پیدا کردن یه پسر رویایی هستش اما نمی دونن بزرگترین آرزوی یه دختر غذا خوردن بدون چاق شدنه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:54
+6
ronak
ronak
قالشویی برادران غضنفر با 100% تخفیف:

می برند...

می شورند...

دیگه پس نمیارن!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:45
+6
ronak
ronak
معلم: 10 تا سیب داریم... اگه من 9 تاشو بخورم حالا چند تا سیب داریم؟
شاگرد: کوفت هم نمیمونه! همون یه دونه هم خودت بخور... بد بختِ سیب
نخورده ی ... گدا...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:30
+9
ronak
ronak
٣تا اُسکول دير به قطار ميرسن دنبال قطار ميدون

٢تاشون با هر بدبختى سوار ميشن

سومى نمیرسه شروع ميكنه به خنديدن

ميگن: چرا ميخندى؟

ميگه: آخه اون ٢ تا واسه بدرقه من اومده بودن :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:29
+7
نیوشا
نیوشا
خاطرات را بايد سطل سطل . . .
ازچاه زندگی بیرون کشید . . .
خاطرات نه سر دارند و نه ته . . .
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند . . .
میرسند . . .
... ... گاهی وسط یک فکر . . .
گاهی وسط یک خیابان . . .
سردت می کنند . . . داغت میکنند . . .
رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . .
خاطرات تمام نمی شوند؛ تمامت می کنند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:27
+8
ronak
ronak
تو صف توالت. مرد اولی : این بابا 2 ساعته رفته تو نمیدونم چرا نمیاد بیرون؟ مرد دومی : اینترنتی م ی ری ن ه.{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:19
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
در MEETING S
اگر خودکارتون فقط به اندازه ی نوشتن یه جمله جوهر داشت چی مینوشتید؟!
آخرین ویرایش توسط abbasv6 در [1390/12/20 - 10:59]
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:18
+7
ronak
ronak
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﻫﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﺸﻮﻥ ﻻﯾﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ
ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﻪ
... ... ... ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ
ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺠﺎﺯﯾﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:18
+3
parham
parham
چیستان 2:

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است.. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:00
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ