یافتن پست: #نمی

ebrahim
ebrahim
فقـط اونــایــی کـــه تــو ایــرانــن معــنــی اینــو مــی فهــمـن ...
.
.
.
.
.
.
.
.
بنـــویــسیــــد 512 ، بخـــونــیـــــد Dial UP ..!!
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:43
+5
ronak
ronak
و چقدر تازگی دارد برایم ؛ روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم و شب هایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم ،بی کسی هم عالمی دارد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:24
+3
ronak
ronak
دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟

بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون.

دختر:چرا آخه بابا؟

پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:11
+2
ronak
ronak
اگه زنها دنیا رو می‌گردوندن

هیچ جنگی وجود نداشت !

فقط چندتا کشور باهم قهر بودن و حرف نمی‌زدن !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:09
+2
mehdy
mehdy
طنز: درد دل نوزاد شش ماهه
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ،

و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،

نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش

خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش

مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده،

و با تکان دادن سر و لبهایش ” پول پول پول پول” می کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:54
+4
امیرحسین
امیرحسین
پسر : عزیزم میتونی امروز بیای ببینمت؟
دختر : نه ...خاله ام اینا از نروژ اومدن. ..نمیشه ..!!
پسر : باشه.

فرداش : عزیزم امروز میای بریم سینمااا ؟!
... ... دختر : نه ...آخه کلی درس دارم باید بخونمشون ...
پسر : باشه

دو روز بعد
پسر : عزیزم فردا میتونی بیای بریم پارک چیتگر ؟!دوستام همه با دوست دختراشون دارن میان ...
دختر : نه به خداااا .... فردا دعوتیم خونه عموم ایناااا
پسر : باشه

فرداش دختر : عزیزم ، امشب شام بریم بیرون ..؟!
پسر : آآآآآااااااای ...چرا زودتر نگفتی ؟! با دوستام قرار استخر گذاشتم که
دختر : برووووووو با دوستاااااااااات استخر ...اونا برات مهم ترن ...بروووووووووو
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:52
+3
ronak
ronak
بیماری یخچال گرایی نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال
می‌کند،در حالی‌ که نه تشنه است،نه گرسنه است،و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد این بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ،۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:44
+3
ronak
ronak
در یخچال ارتباط مستقیم با حال و روحیه آدم داره؟! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:43
+3
mehdy
mehdy
توی تیمارستان نوار نوحه میزارن،

.


همه پامیشن میرقصن بجز غضنفر،

.

میگن این حتما سالمه ! ازش میپرسن تو چرا نمیرقصی ؟

.

میگه : آخه من عروسم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:38
+5
mina
mina
به بنده خدا میگن: بابات به «رحمت ایزدی» پیوست! بنده خدا میگه: «رحمت ایزدی» دیگه کیه؟ میگن: نه، منظورمون اینه که «به دیار باقی شتافت»! میگه: «دیار باقی» کجاست؟ میگن: یعنی «دار فانی» رو وداع گفت! میگه: «دار فانی» دیگه چه‌جور داریه؟ میگن: یعنی «رخت از این دنیا بر بست»! میگه: منظورتون رو نمی‌فهمم! میگن: الاغ! بابای خرت مرد! میگه: خر من که بابا نداشت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ