میان تو و من فاصله ایست به پهنای یک عمر شاید؛ زیاد که نیست ؟ چه رنجی میکشم من … چه تحملی میکنی تو !!! آغوشمان باز خواهد بود برای رسیدن خسته که نمیشوی ؟ چه اگر برسم … چه اگر نرسی چه اگر نیایم …چه اگر نیایی چه اگر نباشم … چه اگر نباشی. بگو که روزی به هم میرسیم . بگو که هستی . همین
طرف زنگ زده میگه میتونم با شما آشنا بشم؟میگم نه .بعد میگه زن داری؟میگم نه از ازدواج و این حرفها بدم آمده.میگه شغلت چیه حساس ؟میگم آره بابا استاندار قزوین هست من هم زیر مجموعه اون هستم.میگه نمیب خوای با من دوست بشی؟میگم نه.میگه من پولدارم بابا آزرا داره.گفتم نمی خوام.بعد میگه من عاشق صدات شدم.انگار صدای آلن دلون شنیده.بعد میگه عزیزم من یک خواهشی داشتم.من از خونه نمیتونم بیرم بیرون برای من یک شارژ 10 هزار تومنی بفرس.خانوم پولدار ما رو نگاه کن.{-
چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آن می اندیشد . . .
وقتی …..
در زندگی ات عمل ، بیش از حرف نقش ایفا می کتد .
منکر ترس نمی شوی ام با هر نوع آن به طور منطقی برخورد می کنی.
هر روز – بارها و بارها – به خودت می گویی:هی! تو فوق العاده ای … فوق العاده !
برای زیباتر شدن سیرتت تلاش می کنی .
در اتاق قفل شده هرکاریش میکنم باز نمیشه خواهرم اومده میگه:یعنی نمیتونی بیای بیرون؟ پـَـــ نــه پـَـــ میتونم،دارم مانور قفل شدن در و تمرین میکنم که اگه یه روزی بسته شد معطل نمونم!