mary jun
زندگی ب من آموخت
ک هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست....
mary jun
ب خدا بگو:
زمستانش سرد نیست
جمع کند تکرار فصل هایش را !
من در تابستانش هم از بی وفایی دندان ب دندان سائده ام....
♥ نگار ♥
سال نو را بی تو چگونه تحویل بگیرم مهربونم
*elnaz* *
آشناهای غریب همیشه زیادند
آشناهایی که میایند و میروند
آشناهایی که برای ما آشنایند
ولی ما برای آنها... نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود
که همه روزی
آشنای غریب میشوند
یکی هست ولی نیست
یکی نیست ولی هست
یکی میگوید هستم ولی نیست
یکی میگوید نیستم ولی هست
و در پایان همه بودنها و نبودنها
تازه متوجه میشوی
که:
یکی بود هیشکی نبود
این است دردی که درمانش را نمیدانند
و ما هم نمیدانیم
که آن یکی که هست کیست
و آن هیچکس کجاست
کاش میشد یافت
کاش میشد شکستنی نبود
کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن
خرد نشد