یافتن پست: #نیست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک رقص دونفره
در تاریکی شب
زیر نور ماه
وقتی نور شمع ها
در تب و تاب است
نوای موسیقی
نوازش می کند گوش را
و گلهای روی میز…
گلهای رزِ روی میز…
گلهای رزِ سرخِ روی میز…
عطرشان پر کرده فضا را
دستانی که حلقه شده بدورت
پا هایی که تعقیب می کنند
لحظه به لحظه
هر قدمت را
چشمانی که مرور می کنند
خط به خط اندامت را
و لبانی که گره میخورند
گه گاه ، در لبانت…
بگذار خاطره سازیم
از این شب
از این شب که در آنیم
کس چه می داند
فردا شاید
نه من باشم و نه تو
زمانی برای اما و اگر نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:05
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم بهم زنگ زده من :جانم؟ مامانم :جانم نیست منم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:03
+2
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:03
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:33
+1
xroyal54
xroyal54
نر بودن یک جنسیت است و مَرد بودن یک هویت
زیادند دخترانی که نر نیستن ولی خیلی مَردن..
به افتخار خودمون
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 01:08
+5
xroyal54
xroyal54
دلم شکست! عیبی ندارد
شکستنی است دیگر،
می شِکند! اصلا فدای سَرت،
قضا و بلا بود از سَرت دور شد...
اشکم بی امان می ریزد!
مهم نیست! آب روشنی است!
خانه ات تا ابد روشَن *عشق من*...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:47
+4
xroyal54
xroyal54
آدما کلا سه دستن:
یا منو دوس دارن
یا دوس دارن منو دوس داشته باشن
یا اصن آدم نیستن
یه همچین آدم احترام گذار به سلایق مختلفی هستم!.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:44
+4
nazli
nazli


هر وقت پسرا تونستن با کفش پاشنه ۵ سانتی برقصن . اون وقت بیان به خانوما بگن پارک دوبل بلد نیستن !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:19
+4
nazli
nazli


 


 


خیلی از زنها حاضر نیستند به مردی که نمی شناسند کمک کنند ولی تقریبأ همه مردها حاضرند حتی واسه زنهای غریبه هم بمیرن چقدر این مردا آقان !..جدیدا اقایی اینجوری شده

دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:15
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

[!] آواره صحرا نشد

گفتم عا قل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 23:08
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ