♥ نگار ♥
نرید بخونید به من فحش بدیدا ((;
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دوتا مردشور بودن
هر جنازهای میاوردن شکمشو وا میکردن غذا هاشو
میخوردن ,
یه روز شکم یکیو واز میکنن توش ماکارونی بود،
مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور,
رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی خیلی دوس
داشتی !! ؟
میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.
بعد که تموم میشه میگه میدونی چرانخوردم ؟
رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود ,
اونم حالش به هم میخوره همهرو بالامی اره ,
بعد اون یکی شروع میکنه به خوردن ،
رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمیگی توش مو بود
چندش , رفیقش میگه : دروغ گفتم !
خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم
♥ نگار ♥
سهم "من "از "تو"
عشق نیست، ذوق نیست، اشتیاق نیست،
همان دلتنگی بی پایانی است که روزها دیوانه ام میکند !
♥ نگار ♥
ﺩﺧﺘﺮ :ﻫﺎ ﻫﺎ ﻫﺎﺍﺍ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﻣﻮ ﺍﺯ
ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ
ﺩﻭﺳﺘﺶ :ﺧﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﺠﺎﺵ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ؟؟؟؟!!
ﺩﺧﺘﺮ :ﺁﺧﻪ ﯾﻪ ﻫﻔﺘﺲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺱ
ﺍﻡ ﺍﺱ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﯿﻔﺮﺳﺘﻪ