یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شیخ با مریدان استقلال و پرسپولیس در صحرا نشسته بودند



ناگهان بادی وزیدن گرفت و همه استقلالی هارو را باد برد


پرسپولیسی ها با غرور از شیخ پرسیدند:



یا شیخ یعنی ما قوی تریم



شیخ خندید و گقت:



نه، شما سوراخید باد از شما رد میشود.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش سزای تنهایی مرگ بود ان وقت، کسی از ترس جانش کسی را تنها نمی گذاشت.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:19
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:17
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻦ ﺗﻮ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺯﺭﺍﻓﻪ ﻫﺎ ﻭﺍﮊﻩ “ ﺍﯾﻦ ” ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ؟؟؟
ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ “ ﺍﯾﻦ ” ﻣﯿﺸﻪ
“ ﺍﻭﻥ ” …
ﺑﺮﯾﺪ ﺣﺎﻝ ﮐﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕی که در اختیارتون میذارم :)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:15
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شماها یادتون نمیاد!
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
پس من هرچقدرم توضیح بدم فایده ای نداره!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:11
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره سنش با عشقش روهم 15 سال نمیشه مطلب زده
" فرهاد من کجاست که ببیند لیلی اش در آتش عشقش خاکستر شده ..."
منم کامنت دادم: احتمالا رفته با مجنون دوئل کنه :)))))
خدایی هنوز سنش به درک داستان شیرین و فرهاد نرسیده، تا جایی که ما خبر داشتیم فرهاد بیچاره چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی :خخخخ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 16:48
+3
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
{-35-}رفاقتو از دست فروش بازار نخریدم....

{-35-}بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یادگرفتم

{-35-}پس خوب میدونم که برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه ......

{-35-}بلکه دسته خاکیمو بگیره و از زمین بلندم کنه ........

به سلامتی هرچی رفیقه خاکییه.........

{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}
آخرین ویرایش توسط fingilii در [1392/06/11 - 17:23]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 16:46
+4
behzadsadeghi
behzadsadeghi
کشتي در حال غرق شدن بود. ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد. مردها براي خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است. زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يکي يکي از کشتي خارج شدند... پنج دقيقه بعد ناخدا گفت: آقايان بفرمائيد پياده شويد کوسه ها به اندازه کافي سير شده اند سلامتی همه ناخداها{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 16:42
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ