یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشمانم را بستم فقط چند ثانیه

حس کردم قطره های باران را

چشمانم را باز کردم آری باران گرفته

سرم را رو به آسمان کردم

چند قطره باران ریخت درون چشمانم

پایین را نگاه کردم تا ته خیابان را

هیچ کس نبود فقط از آن دور ها شقایق دست تکان میداد

خوش حال شدم پلک زدم

اما اینبار هیچ کس را ندیدم

فقط کوچه یه تاریکی رو به رویم بود

قلبم شکست آهی کشیدم

نگاهی به دستانم کردم

دستم را به دست دیگر دادم

آههههه

چقدر سرد است دستانم خیلی سرد شده اند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:46
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:44
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من چشمانم را دوست دارم
چون که
تو را می بینند

من صدایم را دوست دارم
چون که
نام تورا نجوا می کند

من دستانم را دوست دارم
چون که
تو را لمس میکنند

من پاهایم را دوست دارم
چون که
با تو قدم میزنند

من خودم را دوست دارم
چون که
عاشق تو هستم

من تو را دوست دارم
چون که
تو تمام منی ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی وقتا...

وقتی از همه خیلی خیلی دوری اونقدر هوایی میشی که اگه دست خودت بود چمدون میبستی با
اولین پرواز خودتو میرسوندی به اولین آغوشی که برات بازه...و شاید اگه جرأت میکردی همونجا
روی شونه هاش خودتو از غم دنیا خالی میکردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عیب نداره ...
عیب نداره که "تنهایی"....
عیب نداره که شبا بدون "شب بخیر عشقت" میخوابی ....
عیب نداره که جمله ی "دوست دارم" رو نمیشنوی ...
عیب نداره که دلش دیگه برات تنگ نمیشه ...
عیب نداره که خیانت دیدی و دم نزدی ....
عیب نداره زیر بارون بدون اون باید "تنها" خیس شی...
عیب نداره اونیکه گفت تا اخرش باهاته الان نیست که "درد" هاتو بهش بگی ..
عیب نداره خدا بزرگه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آهای روزگار.... به چی می خندی؟؟؟؟


حرمت نگه دار


مگر نمی بینی سیاه پوش آرزوهایم هستم؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به دوستم میگم دوست داری بچه ات پسر باشه یا دختر ؟
.
.
.
..
.
.
.
.
.

میگه فرقی نمیکنه ، سالم باشه ، سگ باشه ! :|
مردم اعصاب ندارن ها!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 21:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگنﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ
.
.
ﻫﭙﻞ ﻭ ﮊﻭﻟﯿﺪﻩ،
ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺳﺎﯼ ﻧﺎﺯﮎ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻃﺮﻑ ﮐﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ،
ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺎﺯ ﻭ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺴﺘﻪ،
ﺑﺎ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺍﻣﯿﮏ،
ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﻏﺮ ﻣﯿﺰﻧﻪ ...
ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﻧﯿﺎﺱ .
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﻣُــﺮﺩ ....... :))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 20:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آهسته برانید...

جاده ی چشمانم لغزنده است...!!!

دست نوشته های یاسی_فانوس نامه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 20:33
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ