یافتن پست: #ها

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

به نسل های بعد بگویید :
نسل ما نه سر پیاز بود ، نه ته پیاز …
خود پیاز بود ، که هرکس ما را دید گریه اش گرفت !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:40
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
  • Malo0o0os (12 رای و 54.54.. درصد )
  • AsiyE (5 رای و 22.72.. درصد )
  • ♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥ (5 رای و 22.72.. درصد )
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/06/7 - 13:27]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:26
+18
sayeh
sayeh
خب بچه ها من باید برم دیگه شیفت بودم خستم ....
خوشحال شدم دیدمتون..
روز خوبی داشتته باشین
خدافظی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:19
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بفرمایین ناهار
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:18
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فقط یه ایرانیه که میتونه پشت و جلوکامیونش بنویسه یاعلی، بیمه ابوالفضل و... ولی داخل کامیون روپرکنه ازعکس هایده ومهستی وازاین دخترهندیا.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:15
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایـــــا...

مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند ...
عده ای تا مرز منفعت...
عده ای تا مرز مال...
عده ای تا مرز جان...
عده ای تا مرز آبرو...
و همگان تا مرز این جهان...

تنها تویی که همواره می مانی... !

رهـــــایم نـکن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:07
+6
saman
saman

باران گرفته ام به هوای شکفتنت


جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت


با اشک های حلقه شده پای گونه هات


با دست های حلقه شده دور گردنت


من متهم به رابطه با واژۀ توام


مظنون به دستکاری گل های دامنت


این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب


در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی وقت ها تو زندگی،
میرسی به یه جایی که بن بست نیست
اما دیگه …
مقصد نداری…!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:30
+2
saman
saman

باز آمده نوبهار و من سرگشته


در چنگ تحیرات مضطر گشته


عطار مگر ز خاک سر بر کرده ست


کاین گونه همه جهان معطر گشته؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:25
+4
.:SaRa:.
.:SaRa:.
خسته و مونده رسیدم خونه میگم سلام مامان غذا چی داریم ؟
مامانم با مهربانی بی سابقه ای میگه سلام عزیزم چند لحظه صبر کن الان نهارو حاضر میکنم …
با کمال تعجب میگم مامی مهربون شدی ؟؟؟!!!
میگه اه تویی ؟ فکر کردم مبیناست (آبجی کوچکم) ! کارد بخوره اون شکمت اول برس بعد نهار نهار کن ، از صبح تا الان پای گاز وایسادم … خلاصه یک قشقرقی به پا کرد که نگو و ننویس …
در مورد افق و سر راهی بودن با من حرف نزنید اعصاب ندارم !
آهنگ هم نمیخوام بدم بیرون اعصاب اون رو هم ندارم !
اصلن کلا اعصاب ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:22
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ