یافتن پست: #ها

be to che???!!
be to che???!!

اي كساني كه مامور دفن من هستيد ومرا به گورستان ميبريد..


اي كاش ميدانستم اولين كسي كه برسر قبر من مي آيد وآخرين كسي كه مرافراموش ميكند كيست..


پارچه سياهب روي تابوتم بگذاريد تاهمه بدانند كه من بخت سياه بوده ام..


چشم هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانند چشم انتظار بوده ام..


دست هايم راباز بگذاريد تاهمه بدانن دست ازنياز رفته ام..


وقطره اي اشك ازگونه هايم بريزيد تاهمه بدانند اشك حسرت ريخته ام..


برگي از دفترخاطراتم را به همه نشان دهيد تاهمه بدانن ناكام مرده ام..


برروي قبرم غالب يخي بگذاريد تابا اولين طلوع نورخورشيد اول به جاي پدرم و دوم به جاي معشوقم اشك بريزد و برسر قبرم بنويسيد:


آرزو به دل گشته دراين كلبه خاموش..


او زاده غم بود زغمهاي جهان گشته فراموش..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:02
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دوباره نام تو بردم دلم بهانه گرفت ولیک داد خود از گریه ی شبانه گرفت ...


دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 18:50
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دلم برای یواشکی ها مان تنگ شده !!! و برای بوسه های پشت گوشی!! و با صدای آهسته گفتن "دوستت دارم " !!!


دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 18:49
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آرام باش!
توخدا را داری
آن حقیقت، آن یگانه، آن هوادارشبانه
آرام باش
توخدا را داری
آن معبود،آن پاكی،آن همه خوبی واحساس وبهار را داری
آرام باش
توخدا را داری
پس نگو تنهایم، پس نگو ، بی یاور و بی یارم
توخدا را داری
یعنی عشق، معبود، سنگ صبوردل من ،دل تو،
پس خموش
ماخدا را داریم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:57
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز تو تاکسی بودم ، داشتم عکسای گوشیمو میدیدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
رفتــــم رو عکس بعدی ...
یارو میگه بزن عکس قبلیو من کامل ندیدم !
یعنی حریم خصوصی در حد ِ پشم ِ گوسفندهای جابر رجبی . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم شور میزند نكند این شبها كسی تورا...ارزو كند"نكند دعایش مستجاب شود...بی تو میمیرم:-*
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داستان واقعی:

زن و شوهره با هم قهرند و با کنایه با هم حرف میزنند ...

زنه ناهار نمیپزه، مرده میاد خونه میگه ناهار نپختی؟؟؟
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

یه ساعت بعد:

زنه به مرده میگه: چرا قبض تلفن رو ندادی تلفن قطع شده؟
مرده: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

عصر:

مرده: چرا شلوارمو نشستی؟ با دوستام قرار دارم
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده

شب زنه و مرده داشتند سریال میدیدند بچه 9 سالشون میاد سیم انتن تلوزیون رو قطع میکنه، هر دوشون سر بچه داد میزنند دیوونه شدی؟

بچهه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
درد من این نیست که "او"عاشق نیست...!!!
دردم این نیست که "معشوقم"از عشق تهی ست..!!!!
دردم این است
که با دیدن این سردی ها
من چرا"دل"بستم...؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
【وقتی وجــــ ـود آبــــ ـی تو را میبینم...
پر از حس تـــــ ـو می شوم...
در همهمه ی خاموشــــ ـی...
در برگ ریـــ ـز خاطـــ ـره ام...
می ریزد تمــــ ـام عاطفه ات ...
تا لب فریاد می کشانــــ ـم چشمانت را...
تا صــــ ـدای خشک آرامش من...
پر می زند قـــ ـدر تنهایی تـــــــ ـو...】
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تمام پنجره ها بیقرار بارانند
چقدر خشکی و صحراست بین ادم ها
و کاش صبح ببینم که باز مثل قدیم
نیاز و مهر و تمناست بین ادم ها
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:15
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ