♥ نگار ♥
مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن
بهشون گفتم:
خوب حال میکنیدا دختر به این شاخ شمشادی دارید.
چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن!
بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت :چاییتو بخور...
بهشون گفتم:
خوب حال میکنیدا دختر به این شاخ شمشادی دارید.
چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن!
بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت :چاییتو بخور...












1392/06/2 - 17:30غصه نخور آجی

1392/06/2 - 17:31چشم


1392/06/2 - 17:36خودمون را عشقه بیا بخوریم به سلامتی بهار


1392/06/2 - 17:42██▓
▄█▓█████▄ ▄████
██ ██████ ██████
██ ██████ ██████
██ █████ ▒▒▒ █████
▄█ ██ ▒▒▒ ███ ██
████ ███ ███ ▓▓▓
██████████ ██▓▓▓▓▓
▓▓▓▓ █ █ ▓▓▓▓
█████ █ ¯¯ ▓▓▓▓
██████ ¯¯¯ ████
▓▓▓▓▓▓▓ ███
██ ██
██ ██
███ ██
فداااااااااااااااااااااااااااتون
1392/06/2 - 18:09