یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 23:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خوب من

همین كه میدانم هستی خوب است

همین كه میدانم درتپشهای قلبت یادی ازمن هست خوب است

همین كه میدانم درراستای نگاهت مرا جستجومیكنی خوب است

همین كه میدانم دركنج ذهنت هرروزمرابه دوردستهای خوشبختی میبری خوب است

همین كه میدانم گاهی نامم را به زبان می آوری خوب است

خوشبختی همین است دیگر
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

میخوام ایــن دلگریه هارو از چشــای تو بدزدم
یه نگاه به خونه بنداز هیچکی با تو نیست بجزغم
یه نـگاه به خــونـه بنـداز! یه نــگاه آیــــنـه ی دل
میبینی؟ هیچی نمونده! هیچی جز فکرای باطل

بسه این همه بهونه، بسه دیگه، بسه دیگه
بسه اشکای شبونه، بسه دیگه، بسه دیگه

میخوام این غمگریه هارو از چشـای تــو بدزدم
بگو از هرچی که میخوای بگو از هرچی بجزغم
بـگــــــو از زنــدگـــیٍ نــــو، بـگـــو از روزای روشن
دل بکن ازین سیاهی شیشه ی اندوه و بشکن
بردیا نجفی.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی اونی که سیگار نمیکشه چون یه عمره داره از زندگی میکشه!

.

.

.

به سلامتیه مورچه ها که هرچی پیدا کنن رفیقاشونو خبر میکنن!

.

.

.

به سلامتیه کسایی که برای داشتنشون لازم نیست با سیاست باشی و نقش بازی کنی …
همین که یک رنگ باشی کافیه!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:33
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها انگار بیشتر ادم ها به دست هم پیر میشوند نه به پای هم......
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:30
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:03
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو کجایی سهراب ، آب را گل کردند
چشم ها بستند و چه با دل کردند
وای سهراب کجایی آخر ؟ زخم ها بر دل کردند
خون به چشمان شقایق کردند
تو کجایی سهراب که همین نزدیکی عشق را دار زدند …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حكـــم اعـــدام بود...

اعــــدامی لــحظـه ای مـــكـث كرد و بـــوسـه ای بر طـنـــاب دار زد

دادســـتان گفت:
صــبــر كنید، آقــای زنـــدانـــی این چـــــه كـــاریـست ...؟!؟!؟؟

زنـــدانـی خـــنده ای كــرد و گفت:
طــنـاب نــمیـزاره زمــیـن بـیفتـم ،
ولی آدم ها بدجوری زمینم زدن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:59
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی شیری طعمه اش را با آمدن لاشخورها رها میکند، نشان ترس نیست...
بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:55
+1
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:50
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ