یافتن پست: #ها

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
[لینک]
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/23 - 01:06]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:40
+12
saman
saman
در CARLO
نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که: میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه؛ بعد نشست دو ساعت از خاطرات گذشتش و غذاهای خوشمزه و پر فلفل عمه اش حرف زد 
آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون). 
ینی همچین مامان توجیه کننده ای دارم من!
فک و فامیله داریم؟
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:38
+6
saman
saman
در CARLO
مامانم رفته مسافرت , خونمون از فرط شلوغی و کصافط , مثه خرابه های هیروشیما , بعد از انفجاره بمبه !
بابام : کاش یکی می اومد خونه رو حسابی تمیز می کرد , بیست تومن می ذاشتم کف دستش !
من : پول بده من تمیز می کنم !
بابام : لازم نکرده ! تو پول بده , خودم تمیز می کنم !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک نخ آرامش دود میکنم به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند . . .
یک نخ تنهایی به یاد تمام دل مشغولی هایم . . .
یک نخ سکوت به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام . . .
یک نخ بغض به یاد تمام اشک های نریخته . . .
کمی زمان لطفا ، به اندازه یک نخ دیگر ، به اندازه قدم های کوتاه عقربه . . .
یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده !
.H.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد
ولی آموختم که :
ناله ام سکوت باشد
گریه ام لبخند
و تنها همدمم ، خدا ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:26
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:19
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
صدای خنده ی مادرم حتی غمهایم را هم می خنداند ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:16
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:15
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:13
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
[لینک]
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/23 - 01:06]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:12
+11

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ