یافتن پست: #ها

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
همسایه ام ازگرسنگی مرد خویشاوندانش در عزایش گوسفندها سر بریدند (دکتر شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:42
+8
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
مهم ترين تفريح دانشجوهای پسر بعد از اولين جلسه ي كلاس دانشگاه : . . . . سرچ اسم دخترای دانشگاه تو فيسبوك:دي
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:37
+7
saman
saman
اي نفس هايت نسيم نيم خواب

شسته از من لرزه هاي اضطراب

خفته در لبخند فرداهاي من

رفته تا اعماق دنياهاي من
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:28
+8
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
بعضی ضربه ها نمی بــره...

زخــــــم نمــــی کنـــــه....

حتّی خراش هم نمــی ندازه....!

فقــــط "دردت" میــــاد....
اونقدر که نــــــــفست رو "بنـد" میاره...!!!
.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:23
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دیروز سر چارراه یه نفر اومد گفت : گل میخای ؟ منم مثل فیلما پنج تومن دادم و گفتم همشو بده بعد یارو گفت : ببخشید دونه ای چهار تومانه ! {-10-}{-33-}{-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:23
+7
saman
saman
در CARLO
زندگی را با تو می خواهم

خنده های بی ریا را با لبان گرم تو

من دوست می دارم

زندگی را با تو می خواهم

جز تو هرگز با کسی

از عشق از امید و از فردا نخواهم گفت

زندگی را با تو می خواهم

با تو آری

زندگی بی تو سراسر درد و اندوه است

زندگی را با تو می خواهم

با تو می خندم

با تو می گریم

آه....

آری بی تو می میرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:23
+7
saman
saman
در CARLO
کاشکی بودی و می دیدی که دلم داره میمیره

کاشکی بودی و می دیدی که بهونت و میگیره

می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده

می دونی دوری دستات اشکمو باز درآورده

جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم

کاشکی بودی و سرت رو باز می ذاشتی روی شونم

به خدا فرض محال که یه دم بی تو بمونم

تو شدی همه وجودم تویی رنگ آسمونم

عمریه در طلب تو سوختم و مثل کویرم

یاس من تنهام نزاری به خدا بی تو میمیرم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:09
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
در لحظه هایی که روزهایم از شب تاریکترند، خنده های تو خیال مرا روشن می کند چشمان تو بهانه ی لبخند من شده اند …
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:08
+6
saman
saman
در CARLO
خودت پنهان کاری را یادم دادی





وگرنه




من ساده تر از این بودم




که بغض سنگین "دوستت دارم" را در گلو نگه دارم




کلاغ آخر قصه هایمان شاهد است




که هیچگاه




نمی خواستم آخرین صفحه داستانمان




علامت سوال باشد!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 11:57
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
همیشه ـهمـــ قافیه بوده اند

سـ ـ ـ ـیب و فـ ـ ـ ـریب

حتـے زمانـے کــ ِ ـهیچکس شعرے نگفته بود

و حالا کــ ِ ـهیچ کس شعر مـے گوید

ما ـهمــ ِ با ـهمــ

مـے گوییمــ: ( ســــــــــــــیب)

و دوربین ـهاے عکاسـے را فریب مـے دهیمــ

تا پنهان کنیمــ آن اندوه موروثـے را پشت این لبخند مصنوعـے
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 11:52
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ