یافتن پست: #ها

behzad
behzad
در Romantic
دلیل عشق
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه باشه!!! میگم …
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخا...طر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 21:37
+8
parnian
parnian
خدایا ! این " دوستت دارم " هایی که از چین وارد ایران شده ، از لب همه ی ایرانی ها پاک کن !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 21:00
+3
امید
امید
شگفتا ردپاي دزد دهكده ما روي برف ، چقدر شبيه چكمه هاي كدخداست.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 20:48 توسط Mobile
+2
mah3a
mah3a
به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همهٔ موهاش ریخته، به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همهٔ اونا تو خوشتیپ تری ....
به امید سلامتی همه مریضها
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 20:47
+11
مهسا
مهسا
خوشي با خوبي فرق داره به خاطر خيلي از خوبي ها بايد از خيلي از خوشي ها گذشت..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 20:18
+12
امید
امید
نه توميمانى و نه اندوهت، ونه هيچ يک ازمردم اين آبادى! به حباب لب يک برکه قسم، وبه کوتاهى آن لحظه شادى که گذشت! غصه هم خواهدرفت، آنچنانى که فقط خاطره ها ميمانند !لحظه ها عريا نند، به تن لحظه خودجامه اندوه مپوشان هرگز!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 19:14 توسط Mobile
+3
ramin
ramin
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 19:00
+9
مهسا
مهسا
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم

با خیال او ولی تنهای تنها میروم

در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی؟

شاید او حتی بگوید لایــق من نیستی !

مینویسم من که عمری با خیانت زیستم

گاهی از من یاد کن اکنون که دیگر نیستم ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 18:50
+8
مهسا
مهسا
@ronak اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من تو بهترینی / اگر از خوبترها

حلقه سازند / تو در آن حلقه میدانم نگینی {-41-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 18:43
+9
مهسا
مهسا
@asall اسمانم انتهایش قلب توست

مهربان این اسمان از ان توست

اسمانم هدیه ای از سوی من

تا بدانی قلب من هم یاد توست {-41-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 18:39
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ