یافتن پست: #ها

سحر
سحر
دورباش اما نزدیک، من از نزدیک بودن های دور می ترسم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 00:27
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
برویم
من به پشت سر نگاه نمیکنم.
در جاده دخترکی نشسته است
و زخم زمین خوردن هایش را نگاه می کند...
بلند می شوم و ادامه می دهم
زخم های ملتهبم را بهانه نمی کنم.
می روم اما این بار تنها...
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:37
+15
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
قرار بعدی
تالار مردگان
اولین پنجشنبه ای که نیستم
نه گل
نه گلاب
و نه خیرات
تو را می خواهم که پای هیچ یک از قرارها نیامدی
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:34
+13
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سکانس ِ آخر وجودم
بد جور بوی زندگی می دهد
.
.
.
می خواهم بخوابم
صعود نزدیک است
حصاری نیست
دیواری نیست
...
می خواهم
بخوابم
.
.
.
اگرچه
...
ماه با چراغ های خاموش کاری ندارد
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:27
+11
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
گر کبریت فروش شوم ،
کتاب هم خواهم فروخت
به پای قصه ها سوختن ،
چه گرما که نمی دهد !!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:21
+10
-1
محمد
محمد
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه



شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد

تـــوی کوچــه های شهــر بـاز صــدای پاش میاد



من غم های کهنه ام رو برمی دارم

کـه تــوی میخـــونه هــا جــا بگذارم



می بینم یکی میاد از میخونه

زیـر لــب مستـونه آواز میخونه



مستی ام درد منو دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه



گرمی مستی میاد توی رگهای تنم

می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم



کی میاد به حرفهای من گوش بده

آخه من غریبه هستم با همه



یکی آشنا میاد به چشم من

ولی از بخت بدم اونهم غمه



مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده، منو رها نمی کنه



خسته از هر چی که بود،خسته از هر چی که هست

راه می افتــم کـه بــرم مثــل هــر شــب مست مست



باز دلــم مثـل همیشــه خالیه

باز دلم گریه تنهایی می خواد

برمی گردم تا ببینم کسی نیست

می بینــم غــــم داره دنبــالم میاد



مستی ام درد منـو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده،منورها نمی کنه

منو رها نمی کنه {-60-}
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:15
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
بهار می آید
پس از این ،
خون از رگهای ما ....
... سبز بیرون می جهد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:13
+7
-1
ali rad
ali rad
.آهسته گفت: خدانگهدارت . در را بست و رفت . . . . آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:12
+2
سحر
سحر
پیشاپیش سیزدتون بدر، دشمناتون دربدر، رفیقا تون گل به سر ، خوشیهاتون صد برابر{-35-}{-7-}
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:12
+6
نیوشا
نیوشا
امروز شــــــــعری برایـــــــت گفتــــــــــم مـــــی دهــــم پرنده هــــا بیــــــاورنـد تو هم تکه ای از آسمــــــــــان برایم بفرســـــــــت تا از پنجره ام بیـــــــــــاویـزم، زیرا شـــــــــب ها اتاقـــــــــــم مــــــــاه نــــــدارد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:10
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ