عسل ایرانی
بعضی وقت ها یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن، بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن!
عسل ایرانی
سال ها گذشت و کسی ندید که انسانی با قاشق چای خوری، چای بخورد !
ali rad
یک ساعت كه آفتاب بتابد،
خاطره آن همه شب هاي باراني از ياد مي رود
ali rad
آدم ها می آیند، زندگی می کنند، میمیرند و میروند …
اما فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز میشود که آدمی میرود اما نمیمیرد؛
میماند و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین میشود
که تو میمیری درحالی که زنده ای
ali rad
دوستی چیست؟
شاید شمعی است که هر دم میسوزد و شاید عشقی است که هردم می جوشد و شاید ترانه ایست که آوازه اش در دلها جاری است
ولیکن هر چه هست زیباست...
ashkan
درتنها ترين تنهاييم تنها كسم تنهاي تنهايم گذاشت ، اي خدا به حق تنهاييت درتنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار....
ashkan
جيرجيرك به خرس مي گه: عاشقت شدم ، خرس مي گه: الان وقت خواب زمستاني منه بذار وقتي از خواب بيدار شدم در موردش با هم صحبت مي كنيم . خرس وقتي از خواب بيدار مي شه مي بينه جير جيرك نيست . آخه خرس نمي دونست جير جيرك ها فقط 3 روز عمر مي كنند .
ashkan
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
ashkan
نميدوني که چه حالي داره قلبم ، نميدوني که چه بغضي تو گلومه
نميدوني که چه بي قرار و گريونم ، وقتي دونه دونه عکسات رو برومه
نميدوني چقدر دستاتو کم دارم ، نميدوني چقدر تنهايي بي رحمه
که وقتي نيستي توي اينه ميبينم ، يه مردي که شکسته و نمي فهمه
يه مردي که شکسته و نمي فهمه
تموم ساعتا رو بي تو داغونم ، تموم عمرمو ياد تو ميمونم
که واسه يک لحضه برگردي به اين خونه ، ببيني تو نبود تو چه ديوونم
بگو دستامو ميشناسي يا نه ، نگو عطرم واسه تو اشنا نيست
بگو که هنوزم منو ميشناسي ، فقط نگو نگو که ناشناسي
ديگه دستاي سردم نا نداره ، قلم رو روي کاغذي بيارم
که به ياد تو ترانه بنويسه ، همون مردي که بي تو بي قراره
سلام عرض ادب
1391/01/5 - 13:26لطفا اگه امکان داره مطالبت با سبز ننویس آخه درست حسابی خوانا نیستند .
متشکرم .