ali rad
باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است
آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است
هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد
های های دل دیوانه من پنهانی است.....
ronak
نه تقصیر خاطرات است ؛
نه تار ِ موهات روی تخت
اگر بعد ِ رفتن ات ، باز عاشقانه می نویسم
مـَــــرگ بر من ...
که هنوز دوست ات دارم.........
ali rad
کسی نیست
با خیال خود
قدم زده ام تا این جا........
ali rad
میدانستم
دوباره باز خواهم گشت
اگرچه ناشناس
باید پر میشدم از تو
و خالی از ناگفته ها...
ronak
چادر و شال و حجاب
همه بهانه است
تو برهنه باش
اما خودت را پاک نگه دار.....!
ronak
ديگـــــر
بانوی هيچ قصه ای نخواهم شد !
كه اين بــانو خود قصه ها دارد ...
ali rad
تقویم چه میتواند باشد؟
جز نمایش پوچ اعداد سرخ و سیاه
جز لحظه شماری برای رسیدن به زوال
تا چند باید سفر کردن؟
شنبه های سست را تا جمعه های ملال
هشتمین روز هفته کجاست؟
روز عشق، روز وصال
روز تعبیر خوابهای محال...
ronak
در شهر پیچیده
که دارد
بهار می آید
نکند
عطر گیسوانت را
به گل ها وعده داده ای ؟!
ali rad
باور داشته باشيد فرشته ي نگهبان را را كه روي شانه هاي ما و مراقب ماست .