ronak
من دیوانه وار دوستش دارم
و او دیوانه وار طردم می کند
ما هر دو جنون را به نهایت رسانده ایم
milad
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست /
حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست /
بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست .
Mitra Mohebbi
مُردن برای زنی که عاشقشی ، از زندگی کردن باهاش آسون تره !
شاهین
از طرفه قلت املایی مخصوصه شادکردنه بچه هایی گل bia 2 uni
فتوالله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ ميگه: طرف تو كوچه شيش متري با تريلي هيجده چرخ اومده بود ميخواست دور بزنه گفتم نميشه گفت: اگه شد چي؟ گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! ! نامرد عجب دستفرموني داشت!

1390/12/24 - 19:43 ( لايک توسط 1 کاربر )