ronak
حوصلـه ی لبــ های نا آشـنا را نـدارم
دیـگر هیـچ مـزه ای دلچســب نـخواهد بـود
چـرا که من ، تـمام حــــسّ ِ چشایـی ام را
روی لبـانـش جـا گـذاشتـه ام ...
ronak
گاه وبیگاه دلم هوای ترا می کند!!
مرا ببخش که چشم هایم، هنوز منتظر است تا تو بیایی…
مرا ببخش که یادداشت های روزانه ی صفحه ی دلم…
با مداد خاطرات تو نوشته می شود..
مرا ببخش که هنوز
دیوانه وار دوستت دارم…
d.m
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم ..
آخرین ویرایش توسط
asemanabi در [1390/12/24 - 15:30]
Mitra Mohebbi
*معمولا آدم ها رو... تا وقتی که کامل نشناختیمشون... دوستشون داریم.