sasan pool
Jamal Molaee 1:57pm Mar 8
دریا هم که باشی
هر چقدر بزرگ
هرچقدر عمیق
روزی روزگاری
اتش دلت
فوران می کند
موج دردهایت
بالا میرود
نعره می کشد
می خروشد
پیش می رود ومی رود
ومعلوم نیست
ساکنان
کدام
ساحل نزدیک به تورا
در هم
خواهدکوبید............
saeed
زندگی گرامی تر از آن است که به خصومت بگذرد . بیا کارت شارژهایمان را تقسیم کنیم!
poria
لره داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسككش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن!! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا میكشیمشون! لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه!!!
reza
لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟
دلتنگی معنی ندارد ...
درد دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل من تنگ تو است
صندلیهای حیاط
پر برف دیشب ...
و تو کی می آیی؟
که شود آب همه برفهایی
که نبودت را فریاد زده !
reza
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !.
reza
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
reza
تو ای شکوهمند من
شکوه دلپسند من
تو آن ستاره بودی
که مهر آسمان شدی
زمهر برترآمدی
فرازکهکشان شدی
به دره ها نگاه کن
به ژرف دره ها نگر
به تکه سنگهای سرد
به ذره ها نگاه کن
به من بتاب
که سنگ سرد دره ام
که کوچکم
که ذره ام
به من بتاب
مرا زشرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن
مرا هم آفتاب کن
حمید مصدق
reza
چند روز دیگه بهار میاد و همهچیز رو تازه میکنه، سال رو، ماه رو
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تازگی میارزه، «دوستیمون»!
o0o0o0o0kheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeey
1390/12/18 - 19:34میدونی از بچه اصلا خوشم نمیاد ولی با بعضی از عکس ها یی این بچه ها حال میکنم با یک عکس بچگی خودم هم حال میکنم.خیلی با حاله اون عکس مثل ایرانی های قدیمی پشت مو دارم



داداشم از وقتی این عکس دیده به من میگه ساسان قادری نیست من عاشق عباس قادری هستم سر این پشت مو به من میگه.












1390/12/18 - 19:36