saeed
تـو به احساستــــ بیامـــوز نفـــس نکشـــد هـــوای دل ها آلــودستــــ اینجـــا فاصـ ـ ـ ـله ی یکــــ عشـــق تا عشـــق بعدیــــ یکــــ نـ ـ ـخ سیگـ ـ ـار استـــــ !
saeed
خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری...
بی انکه سراغی از این دل اواره بگیری...
میگویی:
دلم برایت تنگ است...
یا مرا به بازی گرفته ای...
یا معنی واژه هایت را به خوبی نمیدانی...
دلتنگی ارزانی خودت...!!
maryam
ديگر تنهايی ام را باكسی قسمت نخواهم كرد ...
يك بار قسمت كردم ، چندين برابر شد...
maryam
بـه فکر نــوازش دست های منی!
بی آنکــه بدانی این روزها ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده ..
دست هایــم ، دو تاینــد
benyamin
بـغــض هایتـــ را بـــرای خــودتـــ نگــهـ دار .گــاهــیــ سبکـــ نشـوی ، سـنـگـیـن تــری...
benyamin
زير باران گريه مي کردم آرام و بيصدا تو چتر را بالاي سرم گرفتي اما همچنان گونه هاي من خيس از گريه ماند ...!
و تو هرگز نفهميدي که چتر بايد بالاي دلم باشد نه روي سرم ...
benyamin
كاش روزهــــــــــــاي دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ \"دوست داشتن هاي\" تو كوتاه می شد . كاش............
maryam
چه خوش خيال بودم...
که هميشه فکر ميکردم درقلب تو محکومم به حبس ابد..!!
يکباره جا خوردم...
وقتى زندانبان بر سرم فرياد زد...
(هى تو)...!
آزادى...!
وصداى گام هاى غريبه اى که به سلول من می آمد...!
maryam
زير باران گريه مي کردم آرام و بيصدا تو چتر را بالاي سرم گرفتي اما همچنان گونه هاي من خيس از گريه ماند ...!
و تو هرگز نفهميدي که چتر بايد بالاي دلم باشد نه روي سرم ...