یافتن پست: #ها

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
بلای جون آبیاااااا{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 23:58
+6
ronak
ronak
دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 23:49
+8
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
رویانیان: برای تیم قدرتمند استقلال برابر الریان آرزوی موفقیت دارم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 23:39
+4
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
پرسولیس ایران-الهلال عربستان
چهارشنبه ساعت 21:00
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 23:13
+2
ali rad
ali rad
یادتونه.......................
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 23:12
+3
sasan pool
sasan pool
برای دیدنت ،


گشتم همه گل فروشی های شهر را ،


گل ها همه رنگ باخته ...


یک دسته بوسه آورده ام !
.......................................
مرد

اگر

بودم،

نبودنت را غروب‌هایِ زمستان

در قهوه‌خانه‌هایِ دوری

سیگار می‌کشیدم

نبودنت

دود می‌شد

و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه

بعد تکیه می‌دادم

به صندلی

چشم‌هایم را می‌بستم

و انگشتانم را دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم

نبودنت را

تا حالا باید

فراموش کرده باشم



مرد نیستم اما

نامرد هم نیستم

عاشقم

و نبودنت

پیرهنم شده است
........................................
مرد

اگر

بودم،

نبودنت را غروب‌هایِ زمستان

در قهوه‌خانه‌هایِ دوری

سیگار می‌کشیدم

نبودنت

دود می‌شد

و می‌نشست رویِ بخارِ شیشه‌هایِ قهوه‌خانه

بعد تکیه می‌دادم

به صندلی

چشم‌هایم را می‌بستم

و انگشتانم را دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه می‌کردم

تا بیشتر از یادم بروی

نامرد اگر بودم

نبودنت را

تا حالا باید

فراموش کرده باشم



مرد نیستم اما

نامرد هم نیستم

عاشقم

و نبودنت

پیرهنم شده است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:34
+3
maryam
maryam
. آنقــدر مرا سرد کرد ؛ از خودش ..
از عشق ..
کــه حالا بــه جای دلبستن ، یخ بسته ام!
آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..
لیز می خوریــد ..!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:33
+4
maryam
maryam
من بودم
تو
و1عالمه حرف...
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:30
+3
maryam
maryam
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد. باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد؛ از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:17
+1
sasan pool
sasan pool
آرزوهایم را
هر روز با خدا مرور می كنم

به اسم تو كه می رسم
خداوند با لبخند نگاهم می كند!!!
2
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:12
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ