mah3a
تنهایی یعنی من ِ بی تو ... بی او... یعنی یک لغتنامه که "او " و " تو " یش گم شده...
شاهین
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به معشوقه اش و میگه: زنم یه هفته میره ماموریت ، کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد ش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزنه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
ali rad
و رسالت من این خواهد بود
تا دو استكان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش كنیم.
شاهین
آیا شست جورابتان سوراخ شده است؟
آیا جوراب دیگری ندارید؟
آیا از بیرون افتادنِ شستِ پایتان خجالت میکشید؟
ما برای شما راه حلی داریم:
.
.
.
.
.
.
.
.
لنگه ها رو جابجا کن،سوراخش میفته رو انگشت کوچیکه معلوم نمیشه
ali rad
به سراغ مـــن اگر می آیی٬
تنــد و آهســته چه فرقی دارد؟؟؟
تــــــو به هر جور دلت خواست بـــــیا !
... ...
مثل سهراب دگر...
...جنس تنهایی من چینــی نیست٬
که ترک بردارد
مثل آهــــن شده چینی نازک تنهایی مــــن
تـــــو فقط . .
زود بیا!!!!
mehdi
آنقدر پیش این و آن از خوبی هایش گفتم که.... وقتی سراغش را می گیرند... شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...
mehdi
بعضی ها واقعا شبیه سوراخ های اول کمربندن!همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان