sepideh
برای چشمهایم نمـــــاز باران بخوان ! بغــــــض کرده . . . ابـریســـــت . . . امـــــا نمـــــــی بارد . . . !
sepideh
سلامتي اونايي که وقتي باهاشون هستيم نخـــــــورده مستيـــــــم
sepideh
شاید اگر انسانیّــــــــــــت هم مارک دار بـــــــــــــود خیلی از آدم ها به تن می کردند
sepideh
حال ما بخدا اینقدر ها هم خوب نیست ، فوتوشاپه ... !
sepideh
گوشهایم را می گیرم ... چشم هایم را می بندم ... و زبانم را گاز می گیرم ... ولــــی ... حـــریـــفِ افکارم نمی شوم ... چقـــدر دردنــــاک است ... فــهــمــیــدن
sepideh
حکایت ما آدما...حکایت کفشاییه که اگر جفت نباشند...هر کدومشون هر چقدر شیک باشند...هر چقدر هم نو باشند...تا همیشه لنگه به لنگه اند...کاش:خدا وقتی آدمهارو می آفرید جفت هر کس رو باهاش می آفرید...تا این همه آدمهای لنگه به لنگه زیر این سقفها ...به اجبار خودشون رو جفت نشون نمیدادند.