یافتن پست: #ها

امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مدیر پشتیبانی : پوشه دارین ؟ مدیر مالی : میخوای توش کاغذ بذاری؟ من : پـَـــ نــه پـَـــ میخواد عصر بره تولد میخواد با پوشه ها کلاه بوقی درست کنه بزاره روی سرش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با ماشین از کنار ی مزرعه بلال رد میشیم .. رفیقم میپرسه اینا بلالن .. ؟؟!! میگم پـَـــ نــه پـَـــ خیارن موهاشونو بلند کردن ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
استاد آمار یه سوال سخت داده تو 2 دقیقه حلش کردم. میگه تنهایی خودت حل کردی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ روح انیشتین رو احضار کردم باهم حلش کردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم استخر به یارو میگم : عینک اضافه دارید ؟ میگه : واسه شنا میخوای ؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ میخوام زیر آب مطالعه ی آزاد کنم تا میانگین مطالعه ی مردم کشورم بره بالا تو سطح جهان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خ[!]ن؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو ماشین نشسته بودیم چند تا تگرگ خورد به شیشه ... دوستم پرسید تگرگه؟! گفتم پـَـــ نــه پـَـــ ابابـــیلن. رزمایش گذاشتن سلاح های جدیدشون تست کنن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:56
+1
ronak
ronak
جدید ترین مدل ماشین عروسها!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:48
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو بهشت زهرا بابام رفته چایی تعارف آقایی کرده. آقاهه میگه چاییه؟ بابام گفته پـَـــ نــه پـَـــ بفرما شربت شهادت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم جوون؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ