سیمین
این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را "باغبان " خوبی بود اشک های هر شب من .
سیمین
بعضی ها از دور میدرخشند!نزدیک که میشویدیک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند!!!که باید لگدی بهش زدتا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری راخیره نکنند و گول نزنند
سیمین
مهرورزان زمانهای کهن هرگز از خویش نگفتند سخن که در آنجا که توئی بر نیاید دگر آواز ز«من»!
hadith
خوابگردی مشوش ام که از بام رویاها بر سنگفرش زندگی سقوط کرده ام کوفته شد تنم از این همه نزول اما چه باک که به حقیقت رسیده ام...
ronak
ازين تصميم بيهوده چه چيزي قسمتم بوده نگو با من ازين خواستن كه حسرت همدمم بوده چه فهميدي ازين گريه چي خوندي از نگاه من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من تواين تصميم بيهوده نشو تكرار دلشوره اگه حتي نگاه تو منو ميخوادُ مجبوره فراموشم شده روزي كه بودم به تو وابسته توي حرفام غم دنياست چقدر دلگيرمُ خسته تو خواهش ميكني اما نميتونم كه برگردم من از دست رفتمُ انگار نميبيني پُر از دردم كجاي گريه هاي من رسيدي تو بداد من نبودي تو براي من نبودي تو به ياد من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من