farhad
دنیا تنهایی های زیادی داره اما تنهایی من دنیایی داره …
farhad
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﺟﺮ ﺯﺩﻡ
ﺗﻮ ﺳﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﻮﺍﻡ,ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺩﻭﺭ
ﺳﺮﺵ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺳﺘﺎﺭﻫﻬﺎ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﻪ ﯾﺎ
ﻧﻪ!!!!!
farhad
گرمای تنت ارزانی همان لاشخور ها..
من سرمای تنهایی ام رو به گرمای هوست ترجیح میدم
farhad
یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن
بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه
بعد این سکههای یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد …
عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم “آفرین” !