یافتن پست: #ها

محمد
محمد
... در جوانی با پیگیری عواقب اعمالم، خود را فرسودم و مطمئن بودم
که تنها در صورتی از گناه کردن بازخواهم ایستاد که دیگر دست به هیچ کاری نزنم.
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 01:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو رستوران یه پسره ای رو دیدم. موهاشو لخت کرده بود. ریخته بود رو شونه ها. کم مونده بود چتری ام بزنه
برای یک لحظه دچار بحران شخصیتی شدم.
اگه من دخترم پس این چیه؟
اگه این پسره پس من چیم؟
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 22:33
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
10 تا چیپس خریدم دارم باهاشون بالن درست میکنم!!! :| :|
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 22:20
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:38
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز داشتم به این فکر میکردم

بچه های ما چه جوری میخوان ما رو گول بزنن ؟ :))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:30
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از خونه همسایه بوی کیک اومد بعد بوی آش رشته اومد، الان هم بوی قرمه سبزی میاد. می خوام برم در بزنم بگم ما به جهنم، خودتون اسهال می شین بدبختا!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:19
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
استخربودم اومدم دیدم ۵تاپیام ازدوس پسرم اومده
اولی :کجایی؟
دومی :چرا ج نمیدی؟
سومی :خوش باش لیاقتت همون پسر داییته.
چهارمی :گمشوآشغال بااون مامان چاقت بای
پنجمی :راستی بااون رفیقت نیلوفر هم ارتباط دارم گفتم که بسوزی بای
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا:
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:08
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در مقابل آنان که چشم دیدنتان را ندارند...
از ته دل بخندید...
همین کار آنها را می کشد... ها ها ها ها ها ها بمیرید ها ها ها ها :)))))))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفتگر جوان عاشق شده بوده
و جرات گفتنش را نداشت
هیچکس هم ندانست که چرا صبح ها کوچه ی دخترک از همه جا تمیز تر بود
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 17:23
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

امروز پشمک خریدم روش نوشته بود تولیدی حاج حسیــــــن.حاج رسول.حاج ذبیح الله
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ناموسا راضی نبودم این همه حاجی به زحمت بیوفتن واسه پشمک خوردن ما!
حاجی ها مچکریم:))))))))))))))))

دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 17:20
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ