یافتن پست: #ها

محمد
محمد
اشــــتباه مــی کــنند بــعــضیـــها کــه اشـــتباه نمـــی کننـــد !!
بـــاید راه افتــــاد ...
رفتــــن هیــــچ ربــــــطی بـــه رسیــــدن نــــدارد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 18:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 18:03
+4
محمد
محمد
هیچ چیز دردناک تر از دیدن اشک های مادرنیست<img src=(" title=":((" />
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 18:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اغوش بعضی ها...

علم را زیر سوال میبرد...

انقدر ارامت میکند ک...

هیچ مسکنی جایش را...

نمیگیرد...

دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:57
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش . . .

کلافه کرده اند مرا !!

بس که نق می زنند به جانم . . .

خسته شده ام از گذر خاطرات . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:49
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره پست گذاشته: مُردم از تنهایی ، پسره زیرش نوشته: " "
عــآآآآدرس بده با بچه محلا بیایم خونتون از تنهایی در بیای !!

واقعا وقتی این پسرای با معرفت كه به فكره بچه محلاشون هستن رو

میبینم بغض راه گلومُ می بنده...

ببخشید اشك نمیزاره مانیتورُ ببینم(من یه همچین آدمــ احساسی هستم )
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:44
+5
محمد
محمد
تو اروپا دختـره میره بیـرون
با یکــم آرایــش ،
تو ایــران آرایـش میاد بیرون
بـا یکـم دختـر !
4 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم میگه آب جوش میریزی بسم ا...بگو!
ممکنه بریزی روی بچه جن!میگم:آخه مادر من!
مگه جنها بیکارن بچه شونو بیارن تو
ظرفشویی ما؟
میگه:خب بچن دیگه!
شیطونن خودشون میان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:42
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام به وقوع پیوست!

مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم:
اول دستتو بشور!! آقا یَک حالی داد که نگو....

فقط یکم شکستگی پاهام اذیتم میکنه ؛
ولی تمام کبودیام خوب شده
تازه دکتر گفته هفته دیگه گچ دست و پامم باز میکنه
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 17:38
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ