یافتن پست: #ها

be to che???!!
be to che???!!
انســانها تنهــائیت را پر نمےڪنند …


فقط خلــوتت را مےشڪنند



هر چه انســانهای اطرافت بیشتر باشند ،



خلوتت آشفته تر



و تنهــائیت تنهاتر مےشود...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شعر کوردی
ئه وین و ئه سرین وئامانج 
سه هاوره ی نزیکن 
ئه وین ئامانج جوان ده کات 
ئامانج ئه وین قایم ده کات 
ئه سرین ده باریت 
تا ئه وین بمینیت بو ئامانج شیعر بخوینی ...

عشق واشک و آرمان سه دوست نزدیک هم هستند .
عشق آرمان را زیبا می کند 
آرمان عشق را محکم می نماید و اشک هم می بارد تا عشق بماند و برای آرمان شعر بخواند .

بهزاد ساوانا
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پاییز كه می رسد می دانم فصل زیبای 


نقاشی كردن است در حوضچه اكنون سهراب 

 

پاییز كه می رسد می دانم كوچه های بن بست 

شعر عشق می سرایند برای فریدون های [!] 

 

پاییز كه می رسد می دانم او می رود 

اوكه رفت صدای مرگ می آید به چشم حسین 

 

پاییز واین همه زیبایی كه می رسد

می دانم زمستان در راه است 

كسی سر بر نیارد كرد كه سرما سخت سوزان است 

 

پاییز كه می رسد می شكند گلهای زیبا به چشم برهم زدنی 

گلستان را محكم می فشارد سعدی شیرین سخن 

كه سرما در راه است 

 

پاییزكه می رسد می دانم فصل زیبای جان كندن من می آید 

آخر می گویند آدم های دیوانه در پاییز می میرند .

 

بهزاد ساوانا
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

شنبه ها آغاز می كنم 
یك شنبه ها ساز می كنم 
دوشنبه ها راز می گویم 
سه شنبه ها ناز می كند 
چهارشنبه ها شاد می شوم 
پنج شنبه ها قهر می كند 
جمعه ها خاموش می شوم 

یك هفته می گذرد و من باز زنده ام 
بالاخره می آید یك هفته بدون من 

جای من هر كه نشست 
بداند كه سراسر عمرم 
با شنبه های آغاز یك شنبه های ساز دوشنبه های راز سه شنبه های ناز چهارشنبه های شاد پنج شنبه های قهر گذشت .

بالاخره خاموشی جمعه كار همه مان را می سازد ..
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:53
+3
محمد
محمد
زندگی جریان دارد

جریان دارد

اما در من و تو بودن ها
2 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:51
+3
محمد
محمد
هیچ وقت اگر تو را با کسی ببینم حسودی نمیکنم..!!!
آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها....!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:50
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
8 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:46
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
شخصی در طبقه ی بیستم آپارتمانی زندگی میکرد،هر وقت می خواست به تنهایی به طبقه ی خود برود ،تا طبقه ی ۱۵ را با آسانسور و ۵ طبقه دیگر را از پله استفاده می کرد . چرا ؟؟؟
8 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:24
+8
محمد
محمد
بعضي ها خود را يكرنگ مي پنـدارند
آري به راسـتي يك رنگنـد !
اما سپـيـد را كافيست يكـبار با منشـور گـذر زمـان ديدشان
تا فهميــد كــه همه رنـــگهـاي عــالم را بلـدنـد..............
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:00
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ