رفتــــــــي.. درست زماني كـــــة.. دوســـــت داشتنت را اعتراف كــــــردم. و هنوز مانده ام چـــرا همه معشـــوق ها، به اين اعــــتراف حساسيـــت دارند....!!!
زيره باران با يادت قدم مي زدم، بدون چتــــر. ناگهان خيالت از من دوور شد، ترسيده بود... ترسيده بود كه خيــــس شود..، آخر نا مهربان... خيال كه خيس نمي شود........!!