یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بعضیا کاری باهات میکنن که


به یــــــــــــادآوری تموم لطــــــــــف هایی که در حقشون کــــــردی ..


به شدت از خودت متنفرت میکنه ....


اونم بدجوووووووووووور ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
غضنفر میره جبهه فرداش بر میگرده ..
میگن پس چرا برگشتی؟
میگه پدرسوخته ها به قصد کشت میزدن !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

امشب گریه می کنم



به یاد تمام آن چیزی که خواستی و بودم



که خواستم و نبودی



امشب به پاس تمام تحقیر هایی که به خاطرت شنیدم



و هنوز شکست نخوردم



امشب به یاد تو



به یاد دل عاشقم



به یاد طعم تلخ دوست داشتن



امشب گریه می کنم

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:37
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی عالــــــیه .....
در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند
که در را بر روی هیچکس باز نکنند .
ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد .
ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند .
زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت :
نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چ
یزی نگفت ، و در را برویشان گشود .
سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد .
پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ،
پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند :
علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟
مرد بسادگی جواب داد :
چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایــــــا بـــــد جوری خستــم تو خـــــــودت خــــــوب می دونــــــــی

خدایــــــا بـــــدجـــــوری دل شکستــــه ام خـــــوب می دونــــــی

شــــــــکوه ها گلایـــــه هــــــــا..آخ کــــه تمومـــــــــی ندارن

لحظــــــه های شـــــاد شـــــاد ..آخ که شروعــــــی ندارن

تـــا دلــــــــت بخـــــواد غــــــــم و رنــــــج فقـطـــــــــ

لحظــــه هـــای زندگیت ..آخ که پـُـــر از دردِ فقطــ

کِــــــــی میــره شبـــــــ بشـــــــه روزِ آفتابــــــی

کِــــــــــی می شـــــه فردای روز بارونــــــی

آخــــــــه این دل شکسته دیگه درمون نداره

مرهمی بر روی زخمــای پریشون نداره
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز میپرسم ازت مسئله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:30
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

نیمه گمشده ایده آل از نظر من : )

1 ﻭﺍﺳـﻢ ﮔــﻞ ﺑــﮕﯿــﺮﻩ

2 ﻣــﻮﻫـﺎﻣﻮ ﺑــﺒﺎﻓــــــــﻪ !

3 ﻫــﻢ ﺩﯾﮕــﺮﻭ ﺑﺰﻧﯿـــﻢ ﺑﻌـــﺪ ﺑـــﺰﺍﺭﻩ ﻣـــﻦ ...
ﺑﯿــﺸﺘـــﺮ ﺑـﺰﻧﻤـــﺶ

4 ﭘــﺎﺳﺘﯿــﻞ ﺁﺧــﺮ ﺗـﻮ ﺑﺴﺘــﻪ ﺭﻭ ﺑـﺎ ﻫﻢ ﻧﺼـﻒ
ﮐﻨﯿــﻢ ﺑــﺰﺭﮔﺸــﻮ ﺑــﺪﻩ ﺑــﻪ ﻣــﻦ

5 ﺍﮔـــﻪ ﺑـﻪ ﺣـﺮﻓـﺶ ﮔــﻮﺵ ﻧــــﺪﺍﺩﻡ ﺑـــﺰﻧﻪ
ﮐﺒــــﻮﺩﻡ ﮐﻨـــﻪ
ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗــﻊ ﺿـــﺮﻭﺭﯼ ﻣﻮﻫﺎﻣـﻢ
ﺑﮑﺸﻪ !

6 ﺑــﺎﻫـﺎﻡ ﺑـﺎﺯﯼ ﮐﻨــﻪ !! ﺷﻮﺧـﯽ ﺍﻡ ﻧـﺪﺍﺭﻡ ﻻﺯﻡ
ﺑﻮﺩ ﺷﺒــﺎ ﻗﺼــﻪ ﺍﻡ ﻣـﯽ ﮔــﻪ

7 ﺍﮔــﻪ ﻭﺍﺳــﻢ ﺣــﯿــﻮﻭﻥ ﺑــﮕﯿـــﺮﻩ ﻋﺎﺷــﻘﺶ
ﻣﯽ ﺷــﻢ

8 ﺑﻨــﺪ ﮐﻔﺸــﺎﻣﻮ ﺑـﺒﻨﺪﻩ ﺑــﻌﺪ ﻣﻨــﻢ
ﻣﻮﻫـــﺎﺷـﻮ ﺑــﻮﺳـــ ﮐــﻨﻢ

9 ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢ

10 ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻩ ﺑﺮﺍﺵ ﻟﻮﺱ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ

11 ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺍﮔﻪ ﭘﺴﺮﯼ ﻧﮕﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻃﺮﻓﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ

12 ﺑﮕﻪ ﻫﯿﯿﯿﯿﺲ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﺨﻨﺪ

ﺗــﻮﻗﻊ ﺯﯾـﺎﺩﯼ ﻧـﯿـﺲ ﮐــﻪ .. :D

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:26
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختر خالم با پسر داییم داشتن با هم خاله بازی میکردن.

یه کاغذی رو آوردن پیش من و گفتن امضا کن.

منم گفتم: این چیه؟

دختر خالم گفت: داریم از هم طلاق میگیریم این هم برگه ی طلاقمونه... تو هم شاهدمونی...

بعد از اون پسر داییم میگه : نه نه صب کن، هنوز معلوم نکردیم که بچه ها ماله کی باشن...

من :o

برگه ی طلاق :)

دختر خالم :)))))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
__/ΓΠ\_ _
'-O----O-'

ازتنهایی حوصلت سرنره باش بازی كن ولی خرابش نکن !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:12
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ