یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به یک دوست پسر جهت انجام کارهای خاک بر سری
نیازمندیم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کارش ؟!!

کاری نداره ، خاک رو ورمیداره میریزه تو سر آدم های منحرفی که تا این پایین اومدن :|:| :|:
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 15:35
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

از دختره پرسیدم : گوشیت مدلش چیه ؟
گفت : اندروید
گفتم : آهان سیستم عاملش چیه اونوقت ؟
گفت : Xperia Mini
اخبار غیرموثق اعلام کردن که من بعد از این صحنه اقدام به خودکشی کردم …

دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 15:34
+2
مهران حسینی
مهران حسینی
یه دوس دختر داشتم انقد خوشگل بود که
حس ميكردم سر كارم گذاشته!
منم باهاش کات کردم!!!!!!{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 14:27
+3
مهران حسینی
مهران حسینی
اگر دین ندارید…
نه،نه، این تکراری شده ، اینو ولش کن…
چرا منو تو این موقعیت قرار می دین؟
چی می گفتم؟
آهان اگر سیبیل نمیگذارید حداقل ابرو بر ندارید !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 14:24
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یه دوس دختر داشتم انقد خوشگل بود که
حس ميكردم سر كارم گذاشته!
منم باهاش کات کردم {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 13:21
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
الان تعداد دخترا ازپسرا تو سفره خونه ها بیشتره!
فکرکنم پسرا میرن کلاس گلدوزی وسفره آرایی
تازه وقت آرایشگاه هم دارن ...
بعدشم قلیون واسه پوست شون ضرر داره a
مراقب باشید به چه کسی اعتماد می کنید
شیطان هم یک روز فرشته بود !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 13:19
+6
ehsan mohammadi
ehsan mohammadi
دختری که پررو نباشی
حاضر جواب نباشه
با خنگ بازیاش نخندونتت
گازت نگیره
گوشیت زنگ میخوره چهار چشمی نیاد تو گوشیت
دختر نیست
گلابیه
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 12:53
+4
ehsan mohammadi
ehsan mohammadi
بدتر از اونایی که وقتی شوخی میکنی جدی میگیرن
اونایی هستن که وقتی جدی صحبت میکنی باهاشون
فکر میکنن شوخیه
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 12:42
+3
ehsan mohammadi
ehsan mohammadi
توی یه پارک تو سیدنی استرالیا دو مجسمه بودند یک زن و یک مرد.
این دو مجسمه سالهای سال های سال روبرو هم با فاصله کمی
ایستاده بودند و در چشم های هم خیره بودند و لبخند میزدند.
یه روز صبح یک فرشته پیش آنها آمد و گفت چون شما دو مجسمه
خوبی بودبد من بزرگترین آرزو شما را برآورده خواهم کرد.من شما
را به مدت 30 دقیقه تبدیل به انسان خواهم کرد و شما کار خود را
انجام دهید.
دو مجسمه تبدیل به انسان شدن و با لبخندی به پشت درختان و
بوته ها دویدن که پشت آنها چند کبوتر بودند.فرشته زمانی که صدای
خنده های دو فرشته را میشنید بسیار خوشحال میشد.
15دقیقه گذشت و دو مسجمه از پشت بوته ها بیرون آمدند
فرشته نگاهی به ساعت کرد و گفت هنوز 15 دقیقه از وقت شما
باقی مانده نمیخواهید ادامه دهید؟
مسجمه مرد با نگاه شیطنت آمیزی به مجسمه زن نگاه کرد و گفت:
میخواهی یک بار دیگر این کار لذت بخش را انجام دهیم؟
مسجسمه زن نگاهی کرد و گفت:
باشه اما این بار تو کبوتر نگه دار من برینم رو سرش!!!!
نکترو گرفتی لایک بززززززن
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 12:38
+3
sahar
sahar
مورد داشتیم دختره از هواپیما پرت شد پایین اما با تنظیم کردن پرک های کلیپسش تونست یه فرود موفقیت آمیز داشته باشه من که به همه دخی ها تبریک میگم این پیروزی رو {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/1 - 11:45
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ