یافتن پست: #ها

nazli
nazli
در CARLO
نمى دانم چه رابطه ایست ؟

بین نبودنت با رنگ ها

دلتنگ تو که میشوم

زندگى ام سیاه مى شود !

 
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 23:52
+6
behzadsadeghi
behzadsadeghi
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ازهمان آبهایی که میپرد توی گلو وسالها سرفه میکنم{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 23:44
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
"تو" که رفتی،

و من ماندم و خوابهایی معطل،

دلی دست دوم

و غمی دست اول و داغ و نو...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن همسایه هر روز خوشبختی اش را
با صدای النگوهایش نشانم می دهد
دوستم با رنگ لب هایش
که با هر بوسه کمرنگ تر
خواهرم
با زیبایی غمگینش
که پشت هفت پرده پنهان مانده است
حالا چقدر می توانم
لای خوشبختی های مختلف دنبال خودم بگردم
به سکوتی که لای چین پرده ها مرتب نشته است
به مدادی تراشیده، کاغذی سپید
به
صدای پیر آوازخوانی دوره گرد
به چند عاشقانه ی قدیمی بی مجوز
و دستمالی که تاب هق هقم را بیاورد.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عادت کرده ایم

آنقدر که یادمان رفته است شب

مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد

و یک روز آنقدر صبح می شود

که برای بیدار شدن

دیر است.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی

شلوغی پیاده‌رو بهانۀ خوبی‌ست

که دست‌های کسی را برای همیشه گم کنی

درست در لحظه‌ای که تکه‌ای از دوستت دارم هنوز در دهانت است.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در کف‌مان کلیدی است

که قفلش را

گم کردیم.



آبی در هواست

که مَشربه‌یی نداریم.



کلماتی

که مدادی نداریم.



آوازی

که دهانی نداریم.



ساعتی

بی عقربه.



دستی

و تنی نداریم.



آیا زمان

به انتظار کسی خواهد ماند

با سوزنبانی که در جوانی خود مرده است . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:58
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد... شاملو
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:55
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ