این هم از یک عمر مستی کردنم
سالهای شبنم پرستی کردنم
ای دلم زهر جدایی را بخور
چوب عمری با وفایی را بخور
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت
خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکستو هم شکستم داد دل!!!
بامن بمان ای همیشه خوب بامن بمان
تا همیشه تا ابد تا بی نهایت
تو دور دست امیدی و پای من خسته است.
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند
ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند
نیا نیا گل نرگس،جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لب ها،یکی برای تو نیست
نیا نیا،گل نرگس که در زلال دلی هزار آینه
نقش و یکی زخال تو نیست
نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست
نبینم چشم هایت را اسیر درد ها ای یار غمت را روی دوش خسته ام ای نازنین بگذار بیا ای نازنین...
اکنون...داغ دریا را به دل دارم بدون یاد تو بیزارم از هر کوچه بازارم... کجایی آسمانم؟؟؟؟؟؟؟
بال های سبزمان گم شد... میان کوچه هایی که پر است از سنگ از دیوار......
بیا خورشید... کم کن فصل های سرد و ساکت را بیا اندوه شب را از نگاه خسته ام بردار