یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺏ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺯﺩ؛
ﺗﺎ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﺑﺸﻪ...
ﭘﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﮐﻮﺩ ﮔﺎﻭﯼ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﻓﺮشامون ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩ!
بعد برگشت ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻇﺮﻑ ﻣﺪﺕ ۳ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺭﻭﺑﺮﻗﯽ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﻧﺒﺎﺷﻢ؛ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﺭﻡ!

ﮔﻔﺘﻢ : ﺳــﺲ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﻗﺮﻣﺰ؟؟
ﮔﻔﺖ : ﭼــــﺮﺍ؟

ﮔﻔﺘﻢ :قبض برقموو ندادیم یک ساله ، صبح اومدن برقمونو قطع کردن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:25
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین این تابلوها که روش نوشته خطر ریزش کوه هیچ کاربردی نداره! یعنی چی الان! یعنی اگه سنگ ریخت رومون با اطلاع قبلی بمیریم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می گویند:

خوش به حالت!

از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!

نمی دانند بعضی دردها

کمر خم می کنند، نه ابرو…!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:04
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن ، کلی توضیح داده بود بعد نوشته بود مسواک رو با “زاویه ۴۵ درجه ” روی دندونها بکشید !
من الان نقاله تو دهنمه ولی مسواکو نمیتونم حرکت بدم ، کمکم کنید …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:59
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم را باز پنهانی به خلوت خودت برده ای......

بگذار بماند...

سال هاست من و دل

جدا از هم زندگی میکنیم؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:58
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مــیدانـــم !

یـکی از آن روزهــای مُـبـهم و دور !

وقـتی جـلوی تــلـویـزیون ،

روی کانـاپـه لم داده ای و بـچه هایت را خــوابانده ای . . .

درسـت هـمـان لـحـظـه ای که

قرار است احـسـاس کنی خـوشـبـخـت تـریـنـی . . .

نـاگـهـان . . .

یـاد مــن بـه سـیـنـه ات چـنـگ مـیـزنـد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:54
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مادرم میگه دیشب چه زود خوابیدی...گفتم بی خوابی سلول های مغز پیر میکنه ...برگشته میگه تو مگه مغزم داری ..
با پدر مادراتون صحبت کنید ببینید خواهر ناتنی
نمیخوایید!:(
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:51
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر دلت رو می زنه حرفای پر محبتم
دلخور نشو از دست من بزن به پای غیرتم

صحبت رفتن که میشه بی اعتنایی می کنم
ببخش اگه محبت و از تو گدایی می کنم

ببخش اگه روی دلم اسم تو رو هک می کنم
وقتی دلت می گیره من به بودنم شک می کنم

ببخش اگه به یاد تو پلکام و رو هم می زارم
هر شب تو رویای منی چکار کنم دوست دارم

وقتی یه کم تو خودمم اون لحظه های بی کسی
خودم می فهمم عزیزم که واسه من دلواپسی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:48
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
پرواز بال ما ، در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
آیین آینه ، خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است
بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما ، از کال چیدن است قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:47
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 20:40

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ