یافتن پست: #همه

niloofar
niloofar
دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!

و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!

وقتی غمگین است آه میکشد

و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد .

وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .

وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.

همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند .

تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .

از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود



Very HappyVery HappyVery HappyVery Happy
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:09
+9
-1
niloofar
niloofar
هیچ كس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه می توانند از همین حالا شروع كنند و پایان تازه ای بسازند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:02
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
برگی دیگر از خاطرات فتحعلی شاه:
سفره ی هفت سینمان را چیده ایم که سین هایش به ترتیب زیر است:
سوسن
سوگل
سبزه رو(او را از جنوب کشور گرفته ایم)
سپید رو(او را از شمال کشور گرفته ایم)
سینه بدن(او همه ی بدنش سینه است)
سارا(هندی میباشد ودر ازای الماس کوه نور او را گرفته ایم)
و سیمین(که به تازگی از نادر نامی جدا شده وبه عقد ما در آمده)
لحظه شماری میکنیم که توپهای تحویل سال را در کنند تا به سفره ناخونک بزنیم.
----------------------------------------------------
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:50
+7
mohamad
mohamad
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:40
+5
ronak
ronak
مسواکت را برداشتی
حوله و لباس هایت را
همه را برداشتی
جز من
چمدانت را بستی
دستگیره را در مشت کردی
و پرسیدی
چیزی جا نگذاشته ام؟
چرا
غمِ رفتنت را جا گذاشته ای...................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:34
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
حتما اينو بخونيد
دكتر شريعتي :
«كلاس پنجم كه بودم پسر درشت هيكلي در ته كلاس ما مي نشست كه براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنكه كچل بود، دوم اينكه سيگار مي كشيد و سوم - كه از همه تهوع آور بود- اينكه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يك روز كه با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيكل ته كلاس را ديدم در حاليكه خودم زن داشتم ،سيگار مي كشيدم و كچل شده بودم
آخرین ویرایش توسط abbasv6 در [1390/12/28 - 23:24]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 23:23
+4
Alireza
Alireza
دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.«چارلی چاپلین»{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:59
+7
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
سلامتیه کسی که :

وقتی توی آغوش میگیریمش

همه ی وجودمون میلرزه

نه از ترس

یا عشق بازی

واسه وحشت از فردای بدون اون !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:26
+2
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
حالا که فرقـی نمیکنـد کنـارت ایستـاده باشـم یا نه

بگـذار همه چیـز را از وسط قیچـی کنـم تـا تـو ...در

نیمـی باشـی، من ... در نیمـی دیگـر. راستـی ... با

دستـی که روی شـانه ات جـا گذاشتـه ام چـه می کنی؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:17
+2
sahar
sahar
چوپان قصه ما دروغگو نبود، اوتنها بود،وازفرط تنهایی فریاد گرگ سرمی داد،افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد،وهمه در پی گرگ بودند، دراین میان فقط گرگ فهميدكه چوپان تنهااست..؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 22:12
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ