Mitra Mohebbi
دختره به دوستش زنگ میزنه میگه , یه پسره دنبام راه افتاده , چیکار کنم؟ دوستش میگه
خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره!
Alireza
سلامتي اونايي که تا ميان دخالت کنن همه بهشون ميگن تو يکي ديگه خفه شو
Mitra Mohebbi
صبرکن سهراب!
گفته بودى قایقى خواهى ساخت. . .
قایقت جادارد؟!
من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم!!!
Mitra Mohebbi
امروز به این نتیجه رسیدم که هر وقت میرم کارواش، همه پرنده ها اسهال میگیرن!
reza
درست است که من همیشه از نگاه نادرست و طعنه ی تاریک ترسیده ام
درست است که من زیر بوته ی باد، سر بر خشت خالی نهاده ام
درست است که طاقت تشنگی در من نیست....
اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید..
reza
دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر....
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان!
♥ نگار ♥
دستت را به دوستت بده و از آتش بگذر
آنها که سوختن همه تنها بودند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخرین ویرایش توسط
NEGAR1992 در [1390/12/27 - 21:12]