یافتن پست: #همه

sasan pool
sasan pool
دلم دگر دل نیست
خنجرها زدند بر دلم
نمیدانم با این همه زخم و جای خجر کنم
دگر خنجر نزن دلم جایی برای خنجر خوردن ندارد
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 08:53
+1
مهسا
مهسا
گوگل : من صاحب همه چیم ویکی پدیا : من همه چیو می‌دونم فیسبوک : من همرو میشناسم اینترنت : من نباشم شما ها هیچین برق : زر اضافی نزنید{-37-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 05:00
+3
Behdad
Behdad
اگه همه رفتن منم برم!
امشب میخام اخرین نفر باشم{-46-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 02:21
+4
reza
reza
گل های شمعدانی همه شکل تو هستند،رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند.
تا طاق ابروی بت من تابتا شد،دری کشان پیمانه هاشان را شکستند.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 01:35
+3
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
نمیدونم تا حالا دقت کردین همه از وضع مملکت و بی قانونی مینالن و ناراضین، ولی تو دعوا که میشه همه میگن : مملکت قانون داره ها!!!!!
{-16-} {-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 00:52
+4
fowkes
fowkes
داش ساسان بستگیبه خودت داره اما تو مقایسه ماشینایی که گفتی 405 از همه بهتره(از نظر هزینه نگهداری,تو دسترس بودن لوازم یدکی و...) ولی اگه تو قید بنزین و نمیدونم هزینه نگهداری ماشین نیستی اصلا شک نکن و یه ماشین پهن آمریکایی بخر
12 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 00:11
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
كساني كه به پروفايل من لايك زدن و كساني كه به پروفايل من لايك نزدن و كساني كه من رو به عنوان دوست پذيرفتن و يا نپذيرفتن وحتي كساني كه من رو ايگنور كردن
و كساني كه تو گروه هام عضو شدن ويا نشدن" هر جوري باشن و هر جايي كه باشن
همه جوره

خيلي

ilove you darameshooon
آخرین ویرایش توسط abbasv6 در [1390/12/22 - 00:12]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 00:04
+6
-1
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
دلم برای کودکیم تنگ شده....


دلم برای کودکیم تنگ شده....


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم


همه آدم ها را دوست داشتم...


مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم


مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...


... دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم


از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم


تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود !


دلم برای کودکیم تنگ شده ...


شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 23:11
+4
ronak
ronak
سرم را که تکیه می دهم به سینه مردانه ات.... همه کوه ها کم می آورند..

امنیت آغوش توست که بهانه ای می شود ....برای هزار باره پیدا شدن در حریمت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 23:05
+7
ronak
ronak
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:56
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ