یافتن پست: #همه

mah3a
mah3a
مشـــغول رانندگی تو جاده ام
از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه
خیلی آدمای با محبتی هستــن
چطوری از این فاصله منو شــــناختن
یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد
با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده
چراغ میزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب میدم
دفترچه و خودکار تو دستشه
میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد
اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش......................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:51
+1
parham
parham
سلاووووم به همه رفیقا!!! {-35-} ماچ ماچ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:41
mah3a
mah3a
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش ! چون ادمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:26
+5
mah3a
mah3a
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:
سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:16
+6
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
قلب من . دل من . خون تو رگهاي من . نفس من جيگر من . خلاصه .... همه وجودم درد مي كنه . بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:43
+7
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
لرزش صدات .برق نگات . طش قلبت . نفسهاي تندت و عرقي كه رو يشونيت نشسته . همه گوياي يك چيزه :................................... تيروئيدت ركاره برو دكتر !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:43
+6
نیوشا
نیوشا
اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:33
+9
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
از تمام عطرهای دنیا


تنها لحظه‌ای


بویی شبیه آغوشت میخواهم


تا هوش از سر این همه


دلتنگی ببرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:26
+5
نیوشا
نیوشا
ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ... والا
:)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:17
+8
حمید
حمید
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه، نه غمی هست نه دردی بدون که دیشب تو خواب مردی! روحت شاد یادت گرامی ! {-25-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ