یافتن پست: #همه

shahin ES
shahin ES
زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه ...خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟ مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:14
+5
ronak
ronak
in yani chi?{-28-}
23 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:56
+11
amir taha
amir taha
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:10
+1
ronak
ronak
سلامتي همه اشک هايي که توی خلوت مي ريزيم ،تا کسي که لياقت نداره اونا رو نبينه ... !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 22:56
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
سوال
9 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 22:24
+7
ronak
ronak
تمام گلها به دست انسان چیده شدند تنها گل خشخاش بود که انتقام همه ی گلها را از انسان گرفت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 22:14
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
{-7-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:41
+7
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
چه خنده دار که ناز را ميکشيم...آه را ميکشيم...انتظار را ميکشیم...فرياد رامي کشیم ... درد را ميکشیم...ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم که بتوانيم، دست بکشيم‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 21:10
+2
sasan pool
sasan pool
چه جالبه سایت دوست یابی هستش.همه توش با هم رفیق هستن.پسره نوشته عاشقتم سگ دختره نوشته میمیرم برات گربه.خیلی با حاله من میرم میخندم.طرف قیافه اش مثل شتر میمونه.نوشته پسر ها خوشگل پیغام دوستی بدن.یعنی دو ساعت از خنده مردم انقدر خندیدم اشک از چشمام آمد.واقعا اعتماد به نفس خداست.قربون تنهایی برم راحتی از صبح تا شب خودمم گور پدر دوست دختر و دوست پسرم.من و ماشینم دو تایی گور پدر خانواده هم کردن.چند وقت دیگه یک کاسکو هم می خرم میشیم سه تا.یک وبلاگ هم دارم توش مطلب میزارم خوبه دیگه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 19:26
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
خدا همه مریض ها رو شفا بده .. بیچاره بچه ها..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 18:40
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ