پشت گردنم ، کمی پایین تر ، نقطه ای که آخرین تار موی بلندم روییده ، جایی که گود می شود ، همان جایی ... هیچ بی خیال ! درد می کند ، دردی به وسعت خالی ماندن جای لبهایت ...
یکی از دوستان تعریف می کرد و می گفت : طرف برای آمارگیری اومده به بابام میگه چندتا بچه داری؟ بابام میگه:هیچی آمارگیره میگه: توشناسنامه که اسم یکی نوشته؟ بابام میگه:آها اینو میگی؟این دکوریه،هروقت اینترنت قطع بشه میاد تو حال یه دورمیزنه و میره تواتاق،درهمین حد...
تو خانه ی سالمندان برای راحتی سالمندان یه سطلی بوده توفو خلط دماغشونو میریختن داخلش یکی میاد تف کنه دندون مصنوعیش میفته اون تو... هیچی دیگه بادست برداره که دلش نمیاد سطلو سر میکشه تا دندونش بیاد سر جاش مدیونی اگه فحشم بدی.....عمه هم نداررررررررررررم............ خودمم حالم بد شد