♥ نگار ♥
تو داروخونه بودم یه اقایی اومد گفت کرم ضدسیمان دارین فروشنده باتمسخر ازش پرسید ایرانیش رو میخوای یا خارجیشو؟
مرده گفت از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم خارجیشو بده...
♥ نگار ♥
وقتی با دوست دخترت به هم میزنی تنها چیزی که ادم رو تسلی میده یاداوری اون هدیه هاییه که میخواستی براش بخری ولی نخ[!]
♥ نگار ♥
یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کردم یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه !
AmirAli
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ
ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﯽ که ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺮﻩ هوا ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺮﺩﻩ …
Haroon
آنقدر به آدمهای زمین بی اعتماد شده ام که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا بپرم
زمین را از زیر پایم بکشند