♥ نگار ♥
رفتم از این چشم بندایی که خارجیا موقع خواب میزنن خریدم!!!
که مثلا با ارامش بخوابم…
هروقت میزنم
همش استرس دارم یکی بیاد با لگد بزنه بهم
♥ نگار ♥
تو بگو طلایی
ولی وقتی از چشمم افتادی
قاطی آشغالایی
.
.
.
.
وای شاخ شم
هه
وای فشارم افتاد
آب قند برام بیارید
♥ نگار ♥
با من برقص! تنها مخاطب چشمهای شرقی تو منم ... یک لحظه شک نکن،اندازه ی دقیق آغوش توست پیکرم
♥ نگار ♥
یک دقیقه سکوت:
به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند…
به خاطر امید هایی که به نا امیدی تبدیل شدند...
به خاطر قلب هایی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد...
به خاطر چشمانی که همیشه بارانی ماندند…
به خاطر کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند…
به خاطر صداقت که این روزها فراموش شده است….
به خاطر حرف های نگفته…
برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شود….!
♥ نگار ♥
رفتم از این چشم بندایی که خارجیا موقع خواب میزنن خریدم!
که مثلا با آرامش بخوابم ☺
هروقت میزنم
همش استرس دارم یکی بیاد پا بزاره رو شکمم >_<
♥ نگار ♥
ایا میدانید
در هنگام عدسه زدن چشمها بسته میشوند؟؟
ایا میدانید هنگام چشمک زدن یکی از چشم ها بسته میشود؟
ایا میدانید اشک از چشمها سرازیر میشود
ایا میدانید من شما رو سر کار گذاشتم؟؟
آفرین که میدانید...
پس تاسرکاری دیگر خدا یارونگهدارتان
♥ نگار ♥
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﯾﺪﻡ،،
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻐﺾ
ﻟﺐ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺩﯾﺪﻡ..
ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺩﯾﺪﻡ..،،
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ..........
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ!!
ﺭﻣﺰ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺭﺍ،
ﭘﺸﺖ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺍﯾﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎ ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ..!!
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﻣﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ .."ﻣﺸﮑﻮﮐﯽ"
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺯﻣﯿﻦ.." ﻣﺸﮑﻮﮐﻢ"....